کرامات الرضویه صفحه 346

صفحه 346

هيچ شهي چون تو عِزة و جاه ندارد

روشني طلعت تو ماه ندارد

پيش تو گل رونق گياه ندارد

هر كه در اين آستانه راه ندارد

شفاي افليج

شب جمعه هفتم ماه شوال سنه 1343 زني ربابه نام دختر حاج علي تبريزي ساكن مشهد مقدس كه فلج شده بود شوهرش نقل مي‌كند:

من اين زن را تزويج نمودم چند روزي بيش نگذشته بود كه به مرض معروف به دامنه مبتلا شد و پس از مراجعه به طبيب و نه روز معالجه بهبودي حاصل شد. لكن به جهت پرهيز نكردن مرض برگشت و پس از مراجعه به طبيب و استعمال دوا دست راست و هر دو پاي او تا كمر شل شد و زمين گير گرديد.

قريب هفت ماه هر چند بعضي دكترها و اطباء در مقام علاج برآمدند فايده اي حاصل نشد ناچار به دكتر آلماني مراجعه كرديم و او با آلات طبيبه او را معاينه نمود.

به اعتقاد خود مرض را تشخيص داد و به معالجه پرداخت. لكن عوض بهبودي دندانهاي او روي هم و دهان او بسته شد بطوريكه قدرت بر خوردن چيزي نداشت. از اين جهت دكتر آلماني گفت مرض اين زن ديگر علاج پذير نيست مگر توسّل به طبيب روحاني.

پس هشت روز گذشت كه فقط غذائي كه به او مي‌رسانيديم آب گوشت بود آنهم بطريق حقنه. پس از روي اضطرار باز به بعضي دكترها رجوع نموده و ايشان به مشورت يكديگر رأي به آمپول دادند و بعد از تزريق آمپول دهانش باز شد كه مي‌توانست غذا بخورد لكن همانطور سابق دست و پاي او شل و به گوشه اي افتاده بود و از جهت اينكه دكترها عاجز از علاج بودند رجوع به دكتر را ترك كرديم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه