کرامات الرضویه صفحه 360

صفحه 360

به امر آن حضرت خواستم اذان بگويم، فهميدم كه مي‌توانم و توانائي بر اذان گفتن دارم. لذا بر خواستم و فرياد كردم (الله اكبر. الله اكبر) در آن حال چون مردم صداي مرا شنيدند گفتند اي مرد هنوز وقت اذان نشده است. چرا اذان مي‌گوئي.

من از آن شوقي كه بر اذان گفتن داشتم اعتنائي به سخن ايشان ننمودم و مشغول بودم تا جمعي بر گرد من جمع شدند و بعضي گفتند: اين همان مرد شلي است كه دو سه روز است اينجا متوسل بوده و قدرت برخواستن نداشت يك وقت جمعيت بر من هجوم آوردند تا جامه هاي مرا پاره پاره كنند من شال خود را از ضريح باز كرده و از حرم پا به فرار گذارده و سالم بيرون آمدم. [5].

اين چه روحي است كه در صحن و سرا مي‌بينم

اين چه نوريست كه در ملك ورا مي‌بينم

اين چه نوريست كه ظاهر شده از عالم غيب

هر كجا مي‌نگرم نور خدا مي‌بينم

اين چه سريست هويدا شده در ملك جهان

سر ايزد بعيان شمس ضُحي مي‌بينم

وه چه شوريست كه پيدا شده در عالم كون

عالم مُلك و مَلك نغمه سرا مي‌بينم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه