کرامات الرضویه صفحه 376

صفحه 376

چون اسلام اختيار كردم و مسلمان شدم از جهت اينكه جوان بودم به فكر زن اختيار كردن افتادم و از مشهد حركت نموده به روسيه رفتم براي اينكه مشغول كاري بشوم.

از آنجائيكه تحصيلاتم كافي بود در آنجا رئيس كارخانه كش بافي و سرپرست چهارصد كارگر شدم و در ميان كارگران دختري با عفت يافتم كم كم از احوال خود به او اظهار نمودم و گفتم تو هم اگر اسلام قبول كني من تو را به زوجيت خود قبول مي‌كنم.

آنگاه با يكديگر به ايران مي‌رويم آن دختر اين پيشنهاد مرا قبول كرد و در پنهاني مسلمان شد لكن به جهت اينكه كسان او نفهمند به قانون خودشان آن دختر را براي من عقد نمودند وبعد از آن من او را به قانون قرآن و اسلام براي خود عقد كردم و آنگاه او را برداشته به ايران آوردم و به مشهد آمده و پناهنده به حضرت ثامن الائمه (ع) شديم و خداوند علي اعلا از آن زن دو دختر به من مرحمت فرمود و چون بزرگ شدند ايشان را بدو سيد كه با يكديگر برادرند تزويج نمودم يكي به نام سيد عباس و ديگري سيد مصطفي كمالي و هر دو در آستان قدس رضوي شغلشان زيارت خواني است براي زائرين و من خودم به كفش دوزي براي مسلمين افتخار مي‌نمايم. [11].

بدرگاهت پناه آورده ام شاها گدايم من

گداي زار و دلخسته حقير روسياهم من

بصد اميد روي آورده ام اي خسرو خوبان

مكن نوميدم از درگاهت اي شه مبتلايم من

بجان مادرت زهرا (عليهاالسلام) پناهم ده مرا شاها

پناهي جز توام نبود فقير و بي پناهم من

زمانه برفتن درگير نفس و مكر صيّادم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه