کرامات الرضویه صفحه 418

صفحه 418

عرض كردم: مولاي من خودت مي‌داني كه من مريضم و توانائي راه رفتن ندارم. آن سرور اعتنائي به گفته هاي من نكرد باز فرمود بسوي من بيا. در اين مرتبه از فرمايش آن حضرت از بستر خود بر خواستم و نزديك آن بزرگوار رفتم.

آنگاه آن حضرت دست مبارك خود را پيش آورد و آن زخم را كه به زانوي من بود مسح كرد.

در آن حال عرض كردم. اي مولاي من قصدم اين است كه به زيارت شما مشرف شوم. فرمود انشاءالله مشرف مي‌شوي. از خواب بيدار شدم و اثري از آن جراحت و قرحه ابداً در زانوي خود نديدم و از ترس اينكه مبادا اين امر را كسي قبول نكند جرئت نمي‌كردم قضيه خود را آشكار و افشاء كنم.

تا اينكه بعضي از حال من خبردار شده و امر فاش شد. [37].

رضاي حق برضاي رضا شود حاصل

دلا رضاي رضا جو، ز غير او بگسل

رضا ولي خدا شاه طوس شمس شموس

كه بي رضاي رضا طاعت بود باطل

بامر و نهي رضا گوش با كمال رضا

اگر رضاي خدا را توئي بجان مائل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه