کرامات الرضویه صفحه 451

صفحه 451

پناه بي پناهان

ابو منصور بن عبدالرزاق گفت:

من در زمان اوان جواني خيلي تعصب و دشمني داشتم به كساني كه به زيارت قبر حضرت رضا (ع) ميرفتند و به همين خاطر با خودم عهد بستم كه زوّار حضرت رضا (ع) را اذيت كنم و بر همين اثاث سر راه زوّار ميرفتم و متعرض آنها مي‌شدم و پول و اسباب آنها را مي‌گرفتم و آنها را برهنه مي‌كردم.

روزي بعنوان شكار بيرون آمده بودم ناگاه آهوئي از دور بنظرم آمد تازي خود را براي صيد آهو فرستادم تازي آن آهو را تعقيب كرد.

آهو متوجه تازي و من گرديد و پناهنده شده به ديواري كه دور قبر حضرت رضا (ع) بود (فَوَقَفَ الْغَزالُ وَ وَقَفَ الْفهدُ) ديدم آهو كنار ديوار ايستاده و تازي نيز در برابر او ايستاده است و ابداً براي صيد آهو پيش نمي‌رود. من هر كوششي كردم كه تازي جهت صيد نزديك آهو شود و خود را به او برساند نشد و قدم از قدم برنمي داشت لكن هر وقت آهو از جاي خود كه كنار ديوار بود دور ميشد تازي بسوي او ميرفت.

آهو تا متوجه تازي مي‌شد كه دنبال اوست باز خود را به ديوار ميرساند و تازي برمي گشت بلاخره آهو از سوراخي كه به حياط و ديوار مشهد شريف بود داخل شد. من هم به حياط مشهد يعني چهار ديوار دور قبر مطهر است داخل شدم و آنجا ابو نصر مقري را ملاقات كردم از او سراغ آهو را گرفتم و گفتم آهوئي را كه آلان به اينجا آمد چه شد؟! گفت من آهوئي نديدم. دنبال آهو رفتم و به سوراخي كه آهو از آن داخل شده بود رفتم اثر جاي پاي آهو و فضولات او شدم ولي آهو را نديدم. فهميدم كه آهو در اينجا هست ولي از نظر من غائب مي‌شود زيرا آن ديوار سوراخي جز آنكه من وارد شدم نبود اين حتماً سري دارد و اين امام بر حق است. برگشتم.

پس از اين قضيه با خداي خود عهد و نذر بستم از اين تاريخ به بعد متعرض زوّار قبر شريف نشوم بلكه به آنها خوبي و احسان كنم. و بعد از اين قصه، هر وقت امر مهمي براي من پيش مي‌آمد به صاحب اين مشهد شريف پناه مي‌بردم و به زيارت آن بزرگوار مي‌رفتم حاجت خود را در خواست مي‌كردم خداي متعال بخاطر آقا امام رضا (ع) حاجت مرا برآورده مي‌نمود از خداوند متعال پسري خواستم و حق تعالي مرا روزي داد لكن چون به حد بلوغ رسيد كشته شد باز رفتم نزد قبر مطهر و از پروردگار يك پسر ديگر طلبيدم دوباره پسري به من روزي فرموده (وَلَمْ اَسْئَلُ اللّهَ هُناكَ حاجَةً اِلاّقَض اها لي فَهذا ما ظَهَرَ لي بِبَرَكَةِ هذَا الْمَشْهَدِ الشَّريفِ عَلي ساكِنِها السَّلامُ)

تا كنون نشده كه من حاجتي را از پروردگار عزت در خواست كرده باشم مگر اينكه خداي تعالي به بركت صاحب مشهد شريف و قبر مطهر به من مرحمت فرموده. [53].

اين بارگاه رضاست يا طور كليم

اين وادي قدس است و يا عرش عظيم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه