کرامات الرضویه صفحه 472

صفحه 472

جمعيت زوار بطوري بود كه تشرف بحرم مطهر سخت و دشوار بود روزي با زحمت و مشقت وارد حرم مطهر شدم كتاب مفاتيح را باز كردم دست در جيب نمودم تا عينك را بيرون بياورم چون چند سال است بدون عينك نمي‌توانم خط بخوانم ديدم عينك را فراموش كرده ام همراه بياورم سخت ناراحت و شكسته خاطر شدم كه بچه زحمتي بحرم مشرف شدم و نمي‌توانم زيارت بخوانم.

در همان حال چشمم به خطوط مفاتيح افتاد ديدم آنها را مي‌بينم و مي‌توانم بخوانم خوشحال شدم و زيارت را با كمال آساني خواندم و خداي را سپاس كردم. پس از فراغت و خارج شدن از حرم مفاتيح را باز كردم ديدم نمي‌توانم بخوانم و بمانند پيش بدون عينك خط را نمي‌شناسم و تاكنون چنين هستم دانستم كه لطفي و عنايتي از طرف آن بزرگوار بوده است. [63].

خورشيد توئي شمش شموس كنز ولايت

كز نور تو هر گمشده گرديده هدايت

خورشيد شعاعي بود از نور وجودت

كز نور وجود تو ضيائش ز بدايت

اي درگه تو قاضي حاجات خلايق

هر لحظه ز درگاه تو شد كشف كرامت

از بهر اميدي بدرت روي نمودم

شاها نظري كن ز ره لطف و عنايت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه