مناظره با عمران صابی
اشاره
هنگامی که بزرگ هیربدان از ادامه ی بحث بازماند امام رو به حاضران کرد و فرمود: آیا در میان شما کسی هست که با اسلام مخالف باشد؟ و اگر مایل است بدون اضطراب و نگرانی سؤالاتش را مطرح نماید.
در این هنگام «عمران صابی» که یکی از متکلمان معروف بود برخاست و نزد حضرت آمد و گفت:
ای دانشمند بزرگ! اگر خودت دعوت به سؤال نمی کردی من سؤالی مطرح نمی کردم چرا که من به کوفه و بصره و شام و الجزیره رفته ام و با علمای علم عقاید روبرو شده ام، ولی احدی را نیافته ام که برای من ثابت کند که خداوند یگانه است و قائم به وحدانیت خویش است آیا اجازه می دهی همین مسأله را با تو طرح کنم؟
امام (ع) که تا آن روز با عمران صابی روبرو نشده بود فرمود: اگر در میان این جماعت عمران صابی باشد تویی، گفت: آری منم!
امام (ع): سؤال کن اما عدالت را در بحث از دست مده و از کلمات ناموزون و انحراف از اصول انصاف بپرهیز.
عمران صابی: به خدا سوگند من چیزی جز این نمی خواهم که واقعیت را برای من ثابت کنی تا به دامنش چنگ بزنم و از آن صرفنظر نخواهم کرد.
امام (ع): هرچه می خواهی بپرس.
در این هنگام حاضران ازدحام کردند و به یکدیگر نزدیک شدند