ولایت فقیه صفحه 40

صفحه 40

منظور از حوادث واقعه پيشامدهاى اجتماعى و گرفتاريهايى بوده كه براى مردم و مسلمين روى مى‌داده است. و به طور كلى و سربسته سؤال كرده اكنون كه دست ما به شما نمى‌رسد، در پيشامدهاى اجتماعى بايد چه كنيم، وظيفه چيست؟ يا حوادثى را ذكر كرده، و پرسيده در اين حوادث به چه كسى رجوع كنيم؟ آنچه به نظر مى‌آيد اين است كه به طور كلى سؤال كرده، و حضرت طبق سؤال او جواب فرموده‌اند كه در حوادث و مشكلات به روات احاديث ما، يعنى فقها، مراجعه كنيد. آنها حجت من بر شما مى‌باشند، و من حجت خدا بر شمايم.

حجت خدا يعنى چه؟ شما از كلمه حجة اللَّه چه مى‌فهميد؟ يعنى خبر واحد حجت است (134)؟ و اگر زراره‌(135) روايتى را نقل كرد حجت مى‌باشد؟ حضرت امام زمان نظير زراره است كه اگر خبرى از رسول اكرم (ص) نقل كرد، بايد بپذيريم و عمل كنيم؟

اينكه مى‌گويند ولىّ امر حجت خداست، آيا در مسائل شرعيه حجت است كه براى ما مسأله بگويد؟ اگر رسول اكرم (ص) فرموده بود كه من مى‌روم، و امير المؤمنين (ع) حجت من بر شماست. شما از اين مى‌فهميديد كه حضرت رفتند، كارها همه تعطيل شد فقط مسأله گويى مانده كه آن هم به حضرت امير (ع) واگذار شده است؟ يا اينكه حجة اللَّه يعنى همان طور كه حضرت رسول اكرم (ص) حجت است و مرجع تمام مردم، خدا او را تعيين كرده تا در همه كارها به او رجوع كنند، فقها هم مسئول امور و مرجع عام توده‌هاى مردم هستند؟

حجة اللَّه كسى است كه خداوند او را براى انجام امورى قرار داده است، و تمام كارها، افعال و اقوال او حجت بر مسلمين است. اگر كسى تخلف كرد، بر او احتجاج (و اقامه برهان و دعوى) خواهد شد. اگر امر كرد كه كارى انجام دهيد، حدود را اين طور جارى كنيد، غنايم، زكات و صدقات را به چنين مصارفى برسانيد و شما تخلف كرديد، خداوند در روز قيامت بر شما احتجاج مى‌كند. اگر با وجود حجت براى حل و فصل امور به دستگاه ظلم رجوع كرديد، خداوند در روز قيامت بر شما احتجاج خواهد كرد كه من براى شما حجت قرار دادم، چرا به ظلمه و دستگاه قضايى ستمگران مراجعه كرديد. خدا به وجود حضرت امير المؤمنين (ع) بر متخلفين و آنها كه كجروى داشتند احتجاج مى‌كند، بر متصديان خلافت، بر معاويه، و خلفاى بنى اميه و بنى عباس، و بر كسانى كه طبق خواسته‌هاى آنان عمل مى‌كنند، احتجاج مى‌شود كه چرا زمام مسلمين را غاصبانه به دست گرفتيد. شما كه لياقت نداشتيد چرا مقام خلافت و حكومت را غصب كرديد.

خداوند حكام جور و هر حكومتى را كه بر خلاف موازين اسلامى رفتار كند بازخواست مى‌كند كه چرا ظلم كرديد؟ چرا با اموال مسلمين هوسبازى كرديد؟

چرا جشن چند هزار ساله برپا داشتى‌(136)؟ چرا مال مردم را صرف تاجگذارى و آن جشن كذايى كردى (137)؟ اگر بگويد با اوضاع روز نمى‌توانستم عدالت كنم، يا اينكه [نمى‌توانستم ]قبه و بارگاه، كاخ و عمارت كذايى نداشته باشم، تاجگذارى كردم كه دولت اينجا را و ترقى خودمان را معرفى كنم، مى‌گويند اين [اشاره به حضرت امير (ع) ]هم حاكم بود؛ حاكم بر مسلمين و سرزمين پهناور اسلامى بود، تو شرف اسلام و مسلمين و بلاد اسلامى را بيشتر مى‌خواستى، يا اين مرد؟ مملكت تو بيشتر بود يا او؟ قلمرو حكومت تو جزئى از قلمرو حكومتش بود؛ عراق و مصر و حجاز و ايران همه در قلمرو حكومتش بود؛ در عين حال دار العماره او مسجد بود، و دكة القضاء در گوشه مسجد قرار داشت؛ و سپاه در مسجد آماده مى‌شد، و از مسجد حركت مى‌كرد؛ مردم نمازگزار و معتقد به جنگ مى‌رفتند؛ و ديديد كه چگونه پيشرفت مى‌كردند و چه كارها انجام دادند(138).

امروز فقهاى اسلام حجت بر مردم هستند؛ همان طور كه حضرت رسول (ص) حجت خدا بود، و همه امور به او سپرده شده بود و هر كس تخلف مى‌كرد بر او احتجاج مى‌شد. فقها از طرف امام (ع) حجت بر مردم هستند. همه امور و تمام كارهاى مسلمين به آنان واگذار شده است. در امر حكومت، تمشيت امور مسلمين، اخذ و مصرف عوايد عمومى، هر كس تخلف كند، خداوند بر او احتجاج خواهد كرد. در دلالت روايتى كه آورديم هيچ اشكالى نيست؛ منتها سندش قدرى محل تأمل است‌(139). و اگر دليل نباشد، مؤيد مطالبى است كه گفته شد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه