ولایت فقیه صفحه 71

صفحه 71

خوشبختانه ملتها هم تابع و متحد شما هستند. آنچه كه كم داريم همت و قدرت مسلح است، كه آن را هم ان شاء اللَّه به دست مى‌آوريم. به عصاى موسى احتياج داريم و به همت موسى. كسانى بايد باشند كه عصاى موسى و شمشير على بن ابي طالب (ع) را به كار ببرند.

بله، آن آدمهاى بى‌عرضه‌اى كه در حوزه‌ها نشسته‌اند، از عهده تشكيل و ادامه حكومت برنمى‌آيند؛ چون آن قدر بى‌عرضه‌اند كه قلم هم نمى‌توانند به كار ببرند، قدمى هم در هيچ كارى بر نمى‌دارند.

از بس اجانب و عمالشان به گوش ما خوانده‌اند كه آقا برو سراغ كارت. سراغ مدرسه و درس و تحصيل. به اين كارها چكار داريد. اين كارها از شما نمى‌آيد. ما هم باورمان آمده كه كارى از ما نمى‌آيد! و اكنون من نمى‌توانم اين تبليغات سوء را از گوش بعضى بيرون كنم، و به آنها بفهمانم كه شما بايد رئيس بشر باشيد. شما هم مثل ديگرانيد. شما هم مى‌توانيد مملكت را اداره كنيد. مگر ديگران چطور بودند كه شما نيستيد؟ جز اين نيست كه بعضى از آنها به جايى رفته خوشگذرانى كرده و يا تحصيلى هم كرده‌اند.

ما نمى‌گوييم تحصيل نكنند؛ ما مخالف تحصيل نيستيم؛ مخالف با علم نيستيم؛ به كره ماه بروند؛ صنايع اتمى درست كنند؛ ما جلو آنها را نمى‌گيريم؛ منتها در آن موارد هم تكاليفى داريم. شما اسلام را معرفى كنيد، برنامه حكومتى اسلام را به دنيا برسانيد، شايد اين سلاطين و رئيس جمهورهاى ممالك اسلامى متوجه شوند كه مطلب صحيح است و تابع گردند. ما كه نمى‌خواهيم از دست آنها بگيريم؛ هر كدام را كه تابع و امين باشند سر جايشان مى‌گذاريم.

ما امروز در دنيا هفتصد ميليون جمعيت داريم، 170 ميليون يا بيشتر شيعه داريم، اينها همه پيرو ما هستند؛ ولى از بس بى‌همت هستيم نمى‌توانيم آنها را اداره كنيم. ما بايد حكومتى تشكيل دهيم كه امانتدار مردم باشد؛ مردم به او اطمينان داشته باشند، و بتوانند سرنوشت خود را به او بسپارند. ما حاكم امين مى‌خواهيم تا امانتدارى كند، و ملتها در پناه او و پناه قانون آسوده خاطر به كارها و زندگى خود ادامه دهند.

اينها مطالبى است كه بايد در فكر آن باشيد. مأيوس نباشيد. خيال نكنيد اين امر نشدنى است. خدا مى‌داند كه لياقت و عرضه شما كمتر از ديگران نيست. اگر عرضه ظلم و آدمكشى باشد، البته ما نداريم. آن مردك وقتى كه آمد (در زندان‌(226)) پيش من، من بودم و آقاى قمى (227)، سلمه اللَّه، كه اكنون هم گرفتارند. گفت: سياست عبارت از بدذاتى، دروغگويى و ... خلاصه پدرسوختگى است. و اين را بگذاريد براى ما! راست هم مى‌گفت. اگر سياست عبارت از اينها است، مخصوص آنها مى‌باشد. اسلام كه سياست دارد، مسلمانان كه داراى سياست مى‌باشند، ائمه هدى، عليهم السلام، كه ساسة العباد(228) هستند، غير اين معنايى است كه او مى‌گفت. او مى‌خواست ما را اغفال كند. بعد رفت در روزنامه اعلام كرد تفاهم شده كه روحانيون در سياست دخالت نكنند(229)! ما هم بعد از آزادى رفتيم سر منبر تكذيبش كرديم. گفتيم دروغ گفته است! اگر خمينى يا ديگرى چنين حرفى بزند، بيرونش مى‌كنيم. (230)

اينها از اول در ذهن شما وارد كردند كه سياست به معناى دروغگويى و امثال آن مى‌باشد تا شما را از امور مملكتى منصرف كنند؛ و آنها مشغول كار خودشان باشند، و شما هم مشغول دعاگويى باشيد. شما اينجا بنشينيد خلد اللّهُ ملكَه‌(231) بگوييد! و آنها هم هر كارى كه دلشان مى‌خواهد بكنند؛ هر گونه هرزگى كه مى‌خواهند بكنند. البته خودشان بحمد اللَّه اين فهمها را ندارند، ولى اساتيد و كارشناسان اين نقشه‌ها را كشيده‌اند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه