ولایت فقیه صفحه 72

صفحه 72

استعمارگران انگليسى كه از سيصد سال پيش در ممالك شرق نفوذ كردند و از همه جهات اين ممالك اطلاع دارند، اين برنامه را درست كردند. بعدها نيز استعمارگران امريكايى و غير آنها با انگليسها همراه و متفق شدند، و در اجراى اين برنامه شركت كردند. من در همدان بودم كه يكى از طلبه‌هاى ما كه مرد فاضلى بود و از لباس خارج شده ولى اخلاقش محفوظ بود، ورقه بزرگى را به من نشان داد كه در آن به رنگ سرخ علامت گذاريهايى شده بود. به طورى كه مى‌گفت اين علامتهاى سرخ مال مخازن زيرزمينى بود كه در ايران وجود دارد؛ و كارشناسان خارجى كشف كرده بودند! كارشناسان خارجى روى كشور ما مطالعه كردند.

همه مخازن زيرزمينى ما را كه كجا طلا دارد، كجا مس دارد و نفت و ... به دست آوردند. روحيه افراد ما را هم سنجيدند كه چطورى است. و ديدند تنها چيزى كه نمى‌گذارد نقشه‌هايشان عملى گردد و در مقابلشان سد مى‌باشد، اسلام و روحانيت است.

آنان قدرت اسلام را ديدند كه بر اروپا سلطه پيدا كرد؛ و دانستند كه اسلام واقعى مخالف با اين بساط است. نيز به دست آوردند كه روحانيين واقعى را نمى‌توانند تحت نفوذ خود درآورند و در فكرشان تصرف كنند؛ لذا، از روز اول كوشيدند كه اين خار را از سر راه سياست خود بردارند، و اسلام را كوچك و روحانيت را ضايع كنند. با تبليغات سوء اين كار را هم كردند. به طورى كه امروز اسلام در نظر ما بيش از چهار تا مسأله نيست! از طرفى بر آن شدند كه فقها و علماى اسلام را كه رأس جمعيتهاى اسلامى قرار دارند، با تهمت يا به وسايل ديگر لكه‌دار و ضايع نمايند. آن شخص بسيار بى‌آبرو كه عامل استعمار است، در كتابش نوشته: ششصد نفر از علماى نجف و ايران وظيفه خوار انگليس بودند! شيخ مرتضى‌(232) فقط دو سال حقوق بگير بود بعد متوجه شد(233)! مدركش اسنادى است كه در وزارت خارجه انگلستان در هند بايگانى شده است! اين دست استعمار است كه مى‌گويد به ما فحش بدهيد تا نتيجه بگيريم. استعمار خيلى مايل است كه همه علما را جيره خوار خودش معرفى كنند، تا علماى اسلام را در ميان مردم بدنام ساخته مردم را از آنان روگردان و منصرف كنند.

از طرف ديگر، با تبليغات و تلقينات خود تلاش كرده‌اند تا اسلام را كوچك و محدود كنند؛ و وظايف فقها و علماى اسلام را به كارهاى جزئى منحصر گردانند. به گوش ما خوانده‌اند كه فقها جز مسأله گفتن كارى ندارند و هيچ تكليف ديگرى ندارند! بعضى هم نفهميده باور كرده و گمراه شده‌اند. ندانسته‌اند كه اينها نقشه است تا استقلال ما را از بين ببرند، و همه جهات كشورهاى اسلامى را از دست ما بگيرند. و ندانسته به بنگاههاى تبليغات استعمارى و به سياست آنها و به تحقق هدفهاى آنها كمك كرده‌اند. مؤسسات تبليغاتى استعمارى وسوسه كرده‌اند كه دين از سياست جداست. روحانيت نبايد در هيچ امر اجتماعى دخالت كند. فقها وظيفه ندارند بر سرنوشت خود و ملت اسلام نظارت كنند. متأسفانه عده‌اى باور كرده و تحت تأثير قرار گرفته‌اند. و نتيجه اين شده كه مى‌بينيم. اين همان آرزويى است كه استعمارگران داشته‌اند و دارند و خواهند داشت.

شما به حوزه‌هاى علميه نگاه كنيد، آثار همين تبليغات و تلقينات استعمارى را مشاهده خواهيد كرد. افراد مهمل و بيكاره و تنبل و بى‌همتى را مى‌بينيد كه فقط مسأله مى‌گويند، و دعا مى‌كنند؛ و كارى جز اين از آنها ساخته نيست. ضمناً به افكارى و رويه‌هايى برخورد مى‌كنيد كه از آثار همين تبليغات و تلقينات است. مثلًا اينكه حرف زدن منافى شأن آخوند است! آخوند و مجتهد بايد حرف بلد نباشد! و اگر بلد است حرف نزند! فقط لا الهِ الّا اللّهُ بگويد! و گاهى يك كلمه بگويد! در حالى كه اين غلط است، و بر خلاف سنت رسول اللَّه است. خدا از سخنگويى و بيان و قلم و نگارش تجليل كرده، و در سوره الرحمن مى‌فرمايد: عَلّمَهُ الْبَيانَ‌(234)! و اين را كه بيان كردن آموخته را نعمتى بزرگ و اكرامى مى‌شمارد بيان براى نشر احكام خدا و تعاليم و عقايد اسلام است. با بيان و نطق است كه مى‌توانيم دين را به مردم بياموزيم و مصداق يعلمونها الناس شويم. رسول اكرم (ص) و حضرت امير (ع) نطقها و خطبه‌ها ايراد مى‌كرده و مرد سخن بوده‌اند.

اصلاح مقدس‌نماها

اين گونه افكار ابلهانه، كه در ذهن بعضى وجود دارد، به استعمارگران و دولتهاى جائر كمك مى‌كند كه وضع كشورهاى اسلامى را به همين صورت نگه دارند، و از نهضت اسلامى جلوگيرى كنند. اينها افكار جماعتى است كه به مقدسين معروفند؛ و در حقيقت مقدس نما هستند نه مقدس. بايد افكار آنها را اصلاح كنيم، و تكليف خود را با آنها معلوم سازيم؛ چون اينها مانع اصلاحات و نهضت ما هستند و دست ما را بسته‌اند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه