دانستنیهای حضرت امام جواد علیه السلام صفحه 132

صفحه 132

در محفل دیگر و یا احتمالاً در همان مجلسی که ذکرش رفت یحیی بن اکثم سؤالات دیگری نیز از جمله مسائلی درباره خلفای نخستین از امام جواد (ع) پرسید؛ ابتدا روایتی را مطرح کرد که در ضمن آن چنین آمده:

جبرئیل از طرف خدا و رسول الله صلّی الله علیه و آله گفت: از ابوبکر سؤال کن آیا او از من راضی است؟ من که از او راضی هستم. امام در آن مجلس که تعداد زیادی از علمای اهل سنت حضور داشتند فرمود: من منکر فضل

ابوبکر نیستم، ولی کسی که این روایت را نقل کرده می بایست به روایتی که از رسول خدا نقل شده و همه حدیث شناسان صحت آن را پذیرفته اند توجه داشته باشد، مبنی بر اینکه آن حضرت در حجه الوداع فرمود: نسبت سخنان دروغ و ساختگی بر من زیاد شده و پس از این نیز زیادتر خواهد شد (قَدْ کَثُرَتِ الْکَذّابَهُ عَلَیَّ)، کسانی که دروغ بر من می بندند جایگاهشان از آتش پر خواهد شد. هنگامی که حدیثی از طرف من به شما می رسد آن را بر کتاب خدا و سنت من عرضه کنید و در صورتی که با آن دو موافقت داشت آن را بپذیرید و گرنه کنارش بگذارید و این حدیثی که تو نقل می کنی با کتاب خدا موافق نیست؛ زیرا او در قرآن می فرماید: وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْأنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ (سوره ق (50): 16)

آیا خدا از رضا و سخط ابوبکر آگاهی نداشت که از او می پرسد؟ این عقلاً محال است.

این روایت نشانگر آن است که امام چگونه با درایت خاص خود با این روایت مواجه شده و پس از عرضه آن به قرآن به انکار آن می پردازد. نظیر همین شیوه بحث را در بخش بررسی زندگانی امام رضا (ع) آوردیم که امام رسماً تصریح فرمود: حدیثی را که مخالف با کتاب خدا باشد نمی پذیریم. [42]

پس از آن یحیی درباره روایت: «مَثَل أبی بکر و عمر فی الارض کمثل جبرئیل و میکائیل فی السّماء» پرسید، امام در جواب وی فرمود: محتوای این روایت درست نیست؛ زیرا جبرئیل و میکائیل همواره بندگی خدا را کرده و لحظه ای به

او عصیان نکرده اند در حالی که ابوبکر و عمر پیش زا آنکه اسلام بیاورند سالهای طولانی مشرک بوده اند. آنگاه یحیی از حدیث «ابوبکر و عمر سیّد اکُهول اهل الجنّه» پرسید و امام فرمود: در بهشت جز جوان کسی وجود نخواهد داشت تا آن دو سید و سرور پیران آن باشند.

آن وقت یحیی درباره حدیث «انّ عمر بن الخطاب سراج أهل الجنه» سؤال کرد و امام جواب داد: در بهشت ملائکه مقربین خدا و آدم و محمد (ص) و کلیّه انبیای عظام حضور خواهند داشت، آیا نور آنان برای روشن کردن بهشت کافی نیست تا بناچار به نور خلیفه دوم نیاز افتد؟

یحیی از حدیث: «انّ السکینه تنطق علی لسان عمر» سؤال کرد، امام فرمود: من منکر فضل عمر نیستم اما ابوبکر که افضل از وی بود بالای منبر می گفت: «انّ لی شیطانا یعترینی فاذا ملت فسدّدونی.»

یحیی گفت: درباره این حدیث چه می گویید که رسول خدا فرمود: «لو لم ابعث لبعث عمر» ؟ امام فرمود: کتاب خدا صادق تر است که می فرماید: وَ اِذْ اَخَذْنأ مِنَ النَّبیینَ میثاقَهُمْ وَ مِنْکَ وَ مِنْ نوُحٍ (سوره احزاب (33): 7) خدا که از انبیا برای ادای صحیح و درست رسالتشان پیمان گرفته و آن بزرگواران لحظه ای به وی شرک نورزیده اند، چگونه ممکن است برخلاف پیمان خود، شخصی را که بخشی از عمرش را در حال شرک به خدا گذرانده به پیامبری برگزیند؟ همچنین روایت شما با حدیث صحیح «نُبِّئتُ و آدم بین الروح و الجَسَد» که از رسول خدا نقل شده مباینت دارد. یحیی گفت: از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود ما احتبس عنی الوحی قط الاّ ظننته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه