خداشناسی از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 99

صفحه 99

خلاصه تمامي مالكيت‌هايي كه در اجتماع انساني معتبر شمرده شده، مالكيّت ضعيفي است كه بعضي از تصرفات را جايز مي‌سازد، نه همه انحاء تصرف ممكن را، به خلاف ملك خداي‌تعالي نسبت به اشياء كه علي‌الاطلاق است، و اشياء غير از خداي‌تعالي رب و مالكي ديگر ندارند و حتي مالك خودشان، و نفع و ضرر و مرگ و حيات و نشور خود نيز نيستند.

پس هر تصرفي در موجودات كه تصور شود مالك آن تصرف خداست، هر نوع تصرفي كه در بندگان و مخلوقات خود بكند، مي‌تواند و حق دارد، بدون اين كه قبح و مذمتي و سرزنشي دنبال داشته باشد، چون آن تصرفي از ميان همه تصرفات قبيح و

(198) خداشناسي

مذموم است كه بدون حق باشد يعني عُقلا حق چنين تصرفي را به تصرف كننده ندهند، پس مالكيت او محدود به مواردي است كه عقل تجويز كرده باشد و اما خداي‌تعالي هر تصرفي در هر خلقي بكند، تصرفي است از مالك حقيقي و در مملوك واقعي و حقيقي، پس نه مذمتي به دنبال دارد و نه قبحي و نه تالي فاسد ديگري. و اين مالكيّت خود را تأييد كرده به اين كه خلق را از پاره‌اي تصرفات منع كند و تنها در ملك او آن تصرفاتي را بكنند كه خود او اجـازه داده باشد و يا خواسته باشد.

و خداي‌تعالي متصرفي است كه در ملك خود هر چه بخواهد مي‌كند و غير او هيچ كس اين چنين مالكيتي ندارد، باز مگر به اذن و مشيّت او، اين آن مـعنـايـي اسـت كــه ربـوبـيّـت او آن را اقـتـضـاء دارد.

نوع مالكيّت و تصرف الهي (199)

كمـال مالكيّت و تسلـط الهـي

«تَبـارَكَ الَّذي بِيَـدِهِ الْمُلْـكُ!» (1 / ملك)

جمله الَّذي بِيَـدِهِ الْمُلْـكُ از آن جا كه مطلق است شامل تمامي ملك‌ها مي‌گردد. و اين تعبير به طور كنايه از كمال تسلط خدا بر ملك خبر مي‌دهد و مي‌فهماند آن چنان ملك در مشت اوست كه به هر جور بخواهد در آن تصرف مي‌كند، همان طور كه يك انسان نيرومند موم را در دست خود به هر شكل بخواهد در مي‌آورد و مي‌چرخاند. پس خداي‌تعالي به نفس خود مالك هر چيز و از هر جهت است و نيز مالك ملك هر مالك ديگر است. پس توصيف خداي عزّوجلّ به اين كه ملك به دست اوست توصيفي است وسيــع‌تر از تـوصيـف در جمله: «لَهُ الْمُلْكُ.»(1)

1- الميزان ج 1، ص 178 و ج 39 ص 11.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه