- مقدمه ی ناشر 1
- نص بر امامت 32
- اشاره 81
- اشاره 132
- اشاره 142
- از قصیده ای در مدح اهل بیت 144
- بخشی از ترجیع بند در مدح رسول خدا 144
- دو رباعی در مدح حضرت سیدالشهدا 145
- بخشی از ترجیع بند، خطاب به حضرت حجت منتظر 145
- جود جواد 146
- جواد فیض 147
- حبل المتین 148
- دل دریا خون شد 149
- تشنه لب 149
- خزان گلزار 150
- غمخانه 150
- مظهر اسماء الهی 151
- واقف رموز 152
- حیات جاودانی 153
- ابن الرضا 154
- سر بر زانوی غم 155
- توسل 156
- پیوند ولایت 157
- یا جوادالائمه 160
- چشمه ی حق الیقین 161
دست حق در آستین
من آن زینت ده عرش برینم که جا داده خدا اندر زمینم جوادم من، که نامم از پیمبر ریاض جنت و عین الیقینم امام مقتدای کائناتم به امر ذات رب العالمینم کتاب الله ناطق، معدن علم وصی مصطفی، حبل المتینم جهان باشد چو انگشتر به دستم که بر انگشتری نقش نگینم زمین و آسمان، باشد مطیعم که حاکم؛ هم بر آن و هم بر اینم من آن ظل خداوند جهانم گهی در عرش، گه عرش آفرینم برای حفظ دین و حفظ قرآن بود جبار و دشمن در کمینم از این ملعونه ی شوم ستمگر زمکر و حیله اش با غم قرینم گواهم عاقبت از زهر کینه کند مسموم، آخر این لعینم به راه دین حق باید دهم جان شود محفوظ، قرآن مبینم رضایم بر رضای حق تعالی که من، در امر حق، صبر آفرینم گواهم از دل دریا و قطره که دست حق بود در آستینم
حبل المتین
خالق کون و مکان، آن ذات رب العالمین کشتی بحر گرانش، سبط خیر المرسلین پیک ذات کبریائی منزل وحی از سماء آن کتاب الله ناطق، مظهر حی مبین در عبودیت، رسیده رتبه ی عز و جلال آن عزیز حق تعالی، رهبر روح الامین شد از این مولود، روشن دیده ی خلق جهان هم ثنا خوانش ملائک، از یسار و از یمین از در و دیوار عالم، می رسد هر دم به گوش گشته میلاد امام انس و جان، حبل المتین زهره ی زهرای اطهر، شمس افلاک ولا و این در کان صدف زای امیرالمؤمنین مخزن علم لدنی، کاشف اسرار دین جاری از لعل لبان او بود عین الیقین واقف از سر سویدای رموز کائنات آن امام مقتدا، روح و روان ماء وطین