نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد علیه السلام صفحه 149

صفحه 149

تیغ ابرویش صراط و قامتش روز قیام کاو ز رب العالمین آمد صراط المؤمنین جان سپرده، لعل عطشان، همچو جد تا جدار کز غمش گریان یتیمانش چو زین العابدین گفت غواص بحار علم و عرفان وصف او قطره ی دریای آل مصطفی، در ثمین

تشنه لب

ای خداوند توانای مبین خالق امکان و رب العالمین اندر این دنیای بی مهر و وفا من گرفتارم به دام مشرکین باب من باشد علی موسی الرضا از لقب باشم جواد العارفین از ستمهای عدوی نابکار روز و شب باشم زدشمن، دل غمین سینه ام مجروح و قلبم داغدار گشته از ظلم و جفای خائنین باعث قتلم شده ملعونه ای کودکانم گشته بی یار و معین بود ام الفضل ملعونه دغا ریخت در کامم، ستمگر، زهر کین پس در حجره به روی شاه بست گشت غمگین، آن وصی مرسلین هر چه گفتا، از عطش دل سوخته کس نشد یار امام متقین سوخت از آهش دل افلاکیان شورشی افتاد در عرش برین کام عطشان همچو جد اطهرش تشنه لب جان داد آن حامی دین

دل دریا خون شد

بار الها، زچه رو همدم گل، خار شده خار و خس، زاغ و زغن، ساکن گلزار شده بلبل بستان، از خار شکایت دارد که چرا خار بجای گل گلنار شده من جوادم که جهان، ریزه خور خوان من است مرغ جان، حبس و در این دام گرفتار شده آنقدر رنج، من از همسر خائن دیدم که دلم غمزده زین شوم ستمکار شده این چه آیین و طریق است، که این ملعونه پی آزار من، این مشرک خونخوار شده گل من، پر پر و پژمرده شده وقت شباب جگرم سوخته از کینه ی غدار شده ریخته زهر جفا را چو به کامم پنهان قلب من سوخته، نیلی گل رخسار شده

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه