- مقدمه ی ناشر 1
- نص بر امامت 32
- اشاره 81
- اشاره 132
- اشاره 142
- از قصیده ای در مدح اهل بیت 144
- بخشی از ترجیع بند در مدح رسول خدا 144
- دو رباعی در مدح حضرت سیدالشهدا 145
- بخشی از ترجیع بند، خطاب به حضرت حجت منتظر 145
- جود جواد 146
- جواد فیض 147
- حبل المتین 148
- دل دریا خون شد 149
- تشنه لب 149
- خزان گلزار 150
- غمخانه 150
- مظهر اسماء الهی 151
- واقف رموز 152
- حیات جاودانی 153
- ابن الرضا 154
- سر بر زانوی غم 155
- توسل 156
- پیوند ولایت 157
- یا جوادالائمه 160
- چشمه ی حق الیقین 161
آن نمک نشناس ملعونه دغا قلب عالم سوخت از زهر جفا در جوانی شد گلستانش خزان رفت از جان جهان، تاب و توان کرد ام الفضل کاری در جهان شد به محنت مبتلا صاحب زمان بر رخ فرزند زهرا بست در آن زن ملعونه ی بیدادگر هر چه گفتا از عطش افروختم از جفا و زهر کینه سوختم کس جواب شاه عطشان را نداد کس جواب روح قرآن را نداد قامت آن سرو خلقت شد کمان زد شرر داغش به جان شیعیان همچو بیرحمی ندیده روزگار کس ببندد آب را بر روی یار همچنان جدش به راه حفظ دین تشنه جان داده جواد العارفین زین دو ماتم شور در امکان فتاد زمزمه در عرش الرحمن فتاد آن یکی در سایه، این در آفتاب جسم هر دو ماند بر روی تراب قطره، کاخ ظلم را بر باد داد آه مظلومان و افغان عباد
حیات جاودانی
الهی، سینه ام مجروح و غمگین شد از زهر جفای دشمن دین برای خاطر دنیای فانی رسیدم بر حیات جاودانی همین ملعونه ی شوم ستمکار مرا مسموم کرده در شب تار دل فرزند زهرا را شکسته به روی سینه، تیر غم نشسته دلم غمگین و در سوز و گداز است مرا با کبریا راز و نیاز است به هنگام شباب و کامرانی خزان شد گلشنم فصل جوانی غزالانم به محنت مبتلا شد جهان در ماتمم ماتم سرا شد به روی من در کاشانه بستند دل پیغمبر و حیدر شکستند دل افروخته با لعل عطشان کشیدم بس نوا و شور و افغان نیامد کس پی دلجوئی من به دست آرد دل مهجوری من