نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد علیه السلام صفحه 153

صفحه 153

آن نمک نشناس ملعونه دغا قلب عالم سوخت از زهر جفا در جوانی شد گلستانش خزان رفت از جان جهان، تاب و توان کرد ام الفضل کاری در جهان شد به محنت مبتلا صاحب زمان بر رخ فرزند زهرا بست در آن زن ملعونه ی بیدادگر هر چه گفتا از عطش افروختم از جفا و زهر کینه سوختم کس جواب شاه عطشان را نداد کس جواب روح قرآن را نداد قامت آن سرو خلقت شد کمان زد شرر داغش به جان شیعیان همچو بیرحمی ندیده روزگار کس ببندد آب را بر روی یار همچنان جدش به راه حفظ دین تشنه جان داده جواد العارفین زین دو ماتم شور در امکان فتاد زمزمه در عرش الرحمن فتاد آن یکی در سایه، این در آفتاب جسم هر دو ماند بر روی تراب قطره، کاخ ظلم را بر باد داد آه مظلومان و افغان عباد

حیات جاودانی

الهی، سینه ام مجروح و غمگین شد از زهر جفای دشمن دین برای خاطر دنیای فانی رسیدم بر حیات جاودانی همین ملعونه ی شوم ستمکار مرا مسموم کرده در شب تار دل فرزند زهرا را شکسته به روی سینه، تیر غم نشسته دلم غمگین و در سوز و گداز است مرا با کبریا راز و نیاز است به هنگام شباب و کامرانی خزان شد گلشنم فصل جوانی غزالانم به محنت مبتلا شد جهان در ماتمم ماتم سرا شد به روی من در کاشانه بستند دل پیغمبر و حیدر شکستند دل افروخته با لعل عطشان کشیدم بس نوا و شور و افغان نیامد کس پی دلجوئی من به دست آرد دل مهجوری من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه