نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد علیه السلام صفحه 155

صفحه 155

گفتا برادر جان، توئی نور دو عینم ای سر بریده از قفا، بیکس حسینم برخیز و فکر زینب دور از وطن کن یاد از غزالان حرم، فخر زمن کن جسم لطیف همچو مصحف گشته اوراق در دامن صحرا و بر مرآت خلاق من ذاکر و مداح سلطان عبادم یک قطره از دریای احسان جوادم

سر بر زانوی غم

اهل عالم، از چه رو محزون، پریشان خاطرند قلب محزون، دیده گریان، عترت پیغمبرند سر نهاده بر سر زانوی غم روح الامین خون به جای اشک می ریزد زچشم مرسلین حلقه ی ماتم زده در حضرت حبل المتین زینت آغوش زهرا، نور چشم حیدرند ناله و افغان به گوشم می رسد از هر طرف لشکر ماتم زده از هر طرف، صفها به صف یا علی المرتضی، ای در ایزد در صدف تو گواهی شیعیان در این عزا، چشم ترند حجت پروردگار و آن جواد جود حق آن که دریا شد زالطاف وجودش فانفلق ثبت گشته رتبه و نامش به طومار ورق خلق، زاد راحله از خرمن جودش برند خاک ماتم ریخت بر فرقش، ملک از ماتمش کوه، مندک شد زآه و ناله و بار غمش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه