نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد علیه السلام صفحه 157

صفحه 157

به حق جوادت نجاتم بده تو فیاض جودی و بحر کرم ولی خدائی و گردون خدم رها کن مرا از کمند ستم تو مشکل گشائی و آرام جان به حق جوادت نجاتم بده به دربار لطفت پناهنده ام تو فرمانروائی و من بنده ام گناهم زیاد است و شرمنده ام ندارم به دل، صبر و تاب و توان به حق جوادت ثباتم بده تو یار غریبی و بنده نواز برویم در مرحمت کن فراز امانم بده، کن مرا سرفراز از آن گندم خال لعل روان به حق جوادت زکاتم بده زبار گنه، روز من چون شب است در آن لحظه و دم که جان بر لب است چو مرغ صبایم به تاب و تب است ندارم به کف، زاد ره، ناتوان به حق جوادت براتم بده علی بن موسی، رضای خدا به نزد خداوند کن التجا که دارم بسی آرزو در ملا که بینم رخ ماه صاحب زمان به حق جوادت حیاتم بده

پیوند ولایت

بنوشته در این طغرا معبود جواد جود غرقیم در این معنا از جود جواد جود عالم به وجود از تار و پود جواد جود پیدا شده مافیها از بود جواد جود مقصود از این خلقت، پیوند ولایت بود مشهود از این نعمت، انعام هدایت بود در کنگره ی نه باب، نه تخت ولا باشد در صادره ی ابواب، نه چتر و لوا باشد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه