- مقدمه ی ناشر 1
- نص بر امامت 32
- اشاره 81
- اشاره 132
- اشاره 142
- از قصیده ای در مدح اهل بیت 144
- بخشی از ترجیع بند در مدح رسول خدا 144
- بخشی از ترجیع بند، خطاب به حضرت حجت منتظر 145
- دو رباعی در مدح حضرت سیدالشهدا 145
- جود جواد 146
- جواد فیض 147
- حبل المتین 148
- دل دریا خون شد 149
- تشنه لب 149
- غمخانه 150
- خزان گلزار 150
- مظهر اسماء الهی 151
- واقف رموز 152
- حیات جاودانی 153
- ابن الرضا 154
- سر بر زانوی غم 155
- توسل 156
- پیوند ولایت 157
- یا جوادالائمه 160
- چشمه ی حق الیقین 161
این سخنها، در این هنگام، «جریح» به حضرت علی علیه الصلوه و السلام نگاه کرد و شمشیر برکشیده ی آن حضرت را در دستش دید، ترسید و پا به فرار گذارد. به طرف درخت خرمایی که در «دار المشربه» بود، دوید و از آن بالا رفت. هنگامی که حضرت، وارد دار المشربه گردیدند، باد جامه های «جریح» را به یک سو برد و آشکار گردید که وی خواجه است. آنگاه حضرت به وی فرمودند: پایین بیا که در امان هستی. پس «جریح» پایین آمد. حضرت علی علیه الصلوه و السلام، خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم