- مقدمه ی ناشر 1
- نص بر امامت 32
- اشاره 81
- اشاره 132
- اشاره 142
- از قصیده ای در مدح اهل بیت 144
- بخشی از ترجیع بند در مدح رسول خدا 144
- دو رباعی در مدح حضرت سیدالشهدا 145
- بخشی از ترجیع بند، خطاب به حضرت حجت منتظر 145
- جود جواد 146
- جواد فیض 147
- حبل المتین 148
- دل دریا خون شد 149
- تشنه لب 149
- خزان گلزار 150
- غمخانه 150
- مظهر اسماء الهی 151
- واقف رموز 152
- حیات جاودانی 153
- ابن الرضا 154
- سر بر زانوی غم 155
- توسل 156
- پیوند ولایت 157
- یا جوادالائمه 160
- چشمه ی حق الیقین 161
پیرامون ازدواج آن حضرت
اشاره
چون فضیلت حضرت امام جواد علیه الصلوه و السلام بدین گونه بر «مأمون» لعنه الله علیه آشکار شد که ایشان علیرغم اندک بودن سن، در اوج علم و حکمت و آداب قرار دارند و از مشایخ قوم در این زمینه ها برترند، تصمیم گرفت دخترش «ام الفضل» (1) را به ازدواج آن حضرت درآورد و به همین منظور، عده ای را روانه ی مدینه کرد تا آن حضرت را به بغداد آورند (2) و آنگاه در نزدیکی خانه ی خود به حضرت علیه الصلوه و السلام منزل داد. در این موقع، یعنی سنه ی 211 هجری قمری، سن شریف آن حضرت، شانزده سال بود (3) . بنی عباس از عزم «مأمون» لعنه الله علیه اطلاع یافتند و آن را نپسندیدند، از ترس آن که مبادا سرانجام کار با حضرت امام جواد علیه الصلوه و السلام به همان جا منجر شود که کار با پدر بزرگوار ایشان علیه الصلوه و السلام رسید. لذا نزد وی رفته، او را به خداوند سوگند دادند تا از نظرش برگردد. از جمله به او گفتند: تو خود از مسائلی که میان خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ما وجود دارد، آگاهی. خلفای راشدین، پیش از تو، ایشان را همواره در تبعید یا زندان نگاه می داشتند و ایشان را تحقیر می کردند. ما تا کنون در بیم از رفتار تو با پدرش (علیه الصلوه و السلام) بودیم تا آن که خداوندمان از این امر کفایت فرمود و
1- 90. ارشاد، شیخ مفید.
2- 91. مرآه العقول، مجلسی، ج 1، ص 238.
3- 92. دلائل الامامه، ابن جریر طبری، ص 307.