مبانی مـالی و اقتصـادی اسلام از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 121

صفحه 121

در ادامه، مؤمنين را امر مي‌كند بــه انفــاق در راه خيــر، اعم از انفاق واجب مانند زكات و كفـارات، و مستحب مانند صـدقات مستحبي .

و اگر قيد «مِمّا رَزَقْناكُمْ» را آورد براي اعلام اين حقيقت بود كه دستور فوق

نهي از به تأخير انداختن انفاق تا لحظه مرگ (291)

درخواست انفاق از چيزي كه مؤمنين مالك‌اند و خدا مالك آن نيست نمي‌باشد، چون آن‌چه را كه مؤمنين انفاق مي‌كنند عطيه‌اي است كه خداي تعالي به آنان داده، و رزقي است كه رازقش او است، و ملكي است كه او به ايشان تمليك فرموده، آن هم تمليكي كه از ملك خود او بيرون نرفته پس در هر حال منّت خداي‌تعالي راست.

«مِنْ قَبْلِ اَنْ يَأْتِيَ اَحَدَكُمُ الْمَوْتُ»، يعني قبل از آن كه قدرت شما در تصرف در مال و انفاق آن در راه خدا تمام شود: «فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلا اَخَّرْتَني اِلي اَجَلٍ قَريبٍ»، خواهد گفت: پـروردگـارا چـه مي‌شـد تا اندك زماني مهلتم مي‌دادي صدقه دهم و از صالحان باشم!

اگر اجل را مقيد به قيد قريب كرد، براي اين بود كه اعلام كند به اين كه چنين كسي قــانـع است به مختصــري عمــر، بــه مقــداري كه بتــواند مال خود را در راه خدا انفــاق كنــد، تقاضــاي اندكي مي‌كند تا اجابتــش آســان باشد.

(292) مباني مالي و اقتصادي اسلام

«وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللّهُ نَفْسا اِذا جاءَ اَجَلُها» در اين جمله آرزومندان نام‌برده را از اجابت دعايشان و هر كس ديگر را كه از خدا تأخير اجل را بخواهد مأيوس كرده مي‌فرمايد: وقتــي أجــل كســي رسيــد، و نشــانه‌هـاي مــرگ آمــد، ديگـر تأخير داده نمي‌شود.

«وَ اللّهُ بِما تَعْمَلُـونَ خَبيــرٌ»، از خــدا بي‌خبــر نشويد و انفاق كنيد، براي اين كه خدا بــه اعمال شما دانا اسـت، طبق همان اعمال جزايتان مي‌دهـد. (1)

امر مؤكد به تقوي و طاعت و انفاق

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه