- متن تأئيديه حضرت آيةاللّه محمد يزدي 2
- متن تائيديه حضرت آيةاللّه مرتضي مقتدايي 3
- متنتأييديه حضرت آيةاللّهسيدعلياصغردستغيب نماينده محترمخبرگانرهبريدراستانفارس 4
- مقدمه ناشر 5
- مقـدمـه مـؤلـف 7
- بخش اول :مباني قوانيناقتصاديومالياسلام در قرآن 10
- فصل اول: خمس و مباني احكام آن در قرآن 11
- حكم وجوب خمس 11
- مشمـوليـن مصـرف خمس 12
- روايـــــات وارده در زمينـــه خمــــس 12
- امر به پرداخت حق ذيالقربي و مساكين و ابنسبيل 15
- فصل دوم :زكات و مباني احكام آن در قرآن 16
- امــوال مشمـــول پــرداخــت زكــــات 17
- حكم زكات مالي 17
- تـوبــه و صـــدقــه، دو پــاك كننــده 19
- دست خدا، دريافت كننده صدقات 19
- نقـش اجتمـاعي زكـات و سايـر صدقات 21
- زكـات بـاعث افزايش مـال ميشـود! 24
- مقـايسهاي بين آثـار ربـا و زكـات نـزد خــدا 24
- امــر بـه واجبـات عبـادي و مـالـي و اعتصـام بـه خــدا 25
- محــل مصــــرف هشتگــانه زكـــات واجـــب 26
- روايات رسيده درباره مصارف زكات 29
- فصل سوم :انفال، و مباني احكام آن در قرآن 30
- حكـــم انفــال و غنــايـــم جنگــي 30
- فصل چهارم :قانون جزيه در اســلام 35
- جـزيه، ماليات اهل كتاب مقيم در كشور اسلامي 35
- شـرايط جـزيه 41
- روايتي در زمينه اقامت اهل كتاب در سـرزمينهاي اسلامي 42
- تجارت صحيح، و معاملات باطل 43
- فصل پنجم:تجارت، اكتساب، و تصرف در اموال 43
- روايـات در زمينـه معـامــلات بــاطـل 45
- اكتسـاب و برتريهاي مالي و مزاياي فردي 46
- نظــام مــالـي اسـلام ـ گفتـار در يـك حقيقـت قـرآنـي 49
- تصـرفـات بــاطـل و غيــر قــانـوني امــوال 52
- مالكيت و تصرف : بحثي علمي و اجتماعي 54
- احكام قرض دادن و قرض گرفتن در اسلام 56
- فصل ششم :وام و استقـــراض 56
- بخش دوم :مبانيقوانيناجتماعيومالياسلامدر قرآن 58
- فصل اول: انفاق، ركن مهم قـوانين اجتماعي اسلام 58
- انفـاق، راهبـرد اسـلام براي از بين بردن اختلاف طبقاتي 59
- تـــوزيـــع عـــادلانـــه ثــــروت 59
- نمـــاز و انفــاق، دو ركــن اصلــي راه خــــدا 62
- انفاق مــالـي زيـــربنـــاي جـامعــه سعــــادتمنــد 63
- انفاق، و شرايط و جنبههاي مختلف آن 65
- خــدا انفــاق شمـــا را مضــاعـف ميكنـد! 70
- هدف: در راه خدا و رضاي او باشد! 70
- شــرايــط انفــاق مــورد رضــايـت الهـي 72
- صــدقــات خـــود را بـــاطـل نكنيـــد! 73
- آنها كه به منظور رضـايت خـدا انفـاق ميكننـد! 75
- مثال باغ سوخته و انفاق باطل شده! 77
- كيفيت مال مورد انفاق 78
- دخـالت شيطـان در انفـاق 79
- منافع انفاق 81
- اطـــلاع خــــدا از انفـــــاقهــا 83
- تــرك انفـاق : گنــاه كبيـره 84
- انفــــاق آشكــــار و پنهــــان 85
- محل مصرف صدقات 87
- روايات رسيده درباره انفاق 89
- انفاقدر راه خدا، مشاركت عمومي در تأمين هزينه جنگ 96
- قـرضالحسنـه در راه خـدا، وظيفه عمـومـي براي تـأمين نيازهاي جنگ 97
- شـركت افـراد جـامعه در تدارك مالي و انساني جهـاد 99
- انفــاق، نتيجــه و غــايت خــوبي 100
- كفــر و ظلــم نـاشــي از سـرپيچـي از حكـم انفـاق 101
- به چه كسي، و چگونه، بايد انفـاق كـرد ؟ 102
- فصل دوم:شرايط انفاقدهنده و انفاقگيرنده 102
- چه مقـدار، و از چه چيز، بايد انفـاق كـرد ؟ 103
- مشمـوليـن و مستحقيــن احســان 105
- كيفـر آنان كه از انفـاق بخـل ميورزنـد! 108
- كيفــر آنــان كـه انفــاق ريــايي ميكنند! 109
- اعتقاد به تقدير الهي، و نهي از بخل و امساك 111
- نهـي تـوانگـران از كـوتـاهي در بخشـش 113
- حـــق معلــــوم در امـــوال بــراي ســائل و محــروم 113
- سـائـل و محروم كيست ؟ 115
- امـر به انفـاق و نهـي از قسي شدن قلبها 116
- نهـي از تـأخيـر در انفاق و غفلت از ياد خـدا 119
- نهي از به تـأخيـر انداختن انفــاق تا لحظــه مرگ 120
- امر مؤكد به تقوي و طاعت و انفاق 121
- زندگي آسان با انفاق و تقوي و تصديق 123
«... وَ ما يَذَّكَّرُ اِلاّ اوُلُوا الاَْلْبابِ!» (269 / بقره) آيه شريفه دلالت دارد بر اين كه به دست آوردن حكمت متوقف بر تذكر است، و تذكر هم متوقف بر عقل است، پس كسي كه عقــل نــدارد حكمت ندارد.
منافع انفاق (203)
اطـــلاع خــــدا از انفـــــاقهــا
«وَ مـآ اَنْفَقْتُـمْ مِنْ نَفَقَـةٍ اَوْ نَـذَرْتُـمْ مِنْ نَذْرٍ فَاِنَّ اللّهَ يَعْلَمُهُ وَ مالِلظّالِمينَ مِنْ اَنْصارٍ!»
(270 / بقره)
يعني آنچه شما از مال خدا و به دعوت او انفاق ميكنيد و يا چيزهايي انفاق ميكنيد كه خدا بر شما واجب نكرده بلكه خودتان به وسيله نذر بر خود واجب كردهايد و در راه خدا ميدهيد خدا به آن آگاه است و هر كس را كه اطاعتش كند پاداش ميدهد و كسي كه ستــم كنــد مــؤاخــذه مــيفــرمــايــد.
و همينجمله «... وَ مالِلظّالِمينَ مِنْاَنْصارٍ» (يعني براي ظالمين انصار يا وسيله نجات و بخشش نيست) به چند نكته دلالت دارد:
(204) مباني مالي و اقتصادي اسلام
اول: اين كه مراد از ظلم در خصوص اين آيه، ظلم به فقرا و خودداري از انفاق بر آنان و حبس حقوق ايشان است، نه ظلم به معناي گناه و معصيت مطلق ، براي اين كه ظلــم بــه معنــاي گنــاه و معصيــت مطلق انصـار يا وسيله نجات و بخشش دارد، و ميتوان با كفّاره آنها را از نامه عمل محو كرد، و يا به وسيله شفيعان كه يكي از آنها توبه است و يكي ديگر اجتناب از كبائر است و يكي ديگر شفيعان روز محشر ميباشند، از خطر كيفر آنان رهايي يافت، البته همه اين انصار در ظلمهايي است، كه تنها جنبه حقاللّه دارند، نه حقالناس، آيه شريفه: «... لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ اِنَّ اللّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعا...» (53 / زمر)، كه در آخرش دارد: «وَ اَنيبُوا اِلي رَبِّكُمْ» (54 / زمر)، راجع به يكي از انصار ظالمين است، كه همان توبه و انابه باشد، و آيه: «... اِنْ تَجْتَنِبُوا كَبآئِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ...» (31 / نساء)، اجتناب از گناهان كبيره را يكي از انصار
اطلاع خدا از انفاقها (205)