- چگونگی ولادت 1
- سیره ی عملی امام 2
- صلوات بر رسول خدا 24
- اشاره 24
- آثار امام: صلوات بر چهارده معصوم 24
- صلوت بر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب 26
- صلوات بر حضرت فاطمه ی زهرا 27
- صلوات بر امام حسن و امام حسین 28
- صلوات بر علی بن الحسین 30
- صلوات بر امام محمد باقر 31
- صلوات بر موسی بن جعفر 32
- صلوات بر امام جعفر صادق 32
- صلوات بر علی بن موسی الرضا 33
- صلوات بر امام جواد الأئمه 34
- صلوات بر امام هادی علی النقی 34
- صلوات بر حجه بن الحسن المهدی 36
- صلوات بر حسن بن علی امام عسکری 36
- شاگردان ممتاز امام 38
- ابوعلی احمد بن اسحاق 38
- احمد بن محمد بن مطهر 39
- ابوهاشم داود ابن القاسم الجعفری 39
- ابوسهل اسماعیل بن علی 40
- ابوعمرو عثمان بن سعید عمری 40
- کلمات حکمت آمیز 41
- شهادت امام 43
دادم(1). ابوجعفر محمد بن عیسی می گوید: یک بار در مسجد زبید واقع در بازار شهر سامرا جوانی را مشاهده کردم که می گفتند هاشمی و از فرزندان موسی بن عیسی است. من مشغول نماز شدم وقتی سلام نماز را دادم همان جوان هاشمی رو به من کرد و گفت: آیا تو اهل قم هستی یا ساکن رازی می باشی؟ گفتم: من قمی هستم ولی هم اکنون در کوفه در جوار مسجد امیرالمؤمنین علیه السلام زندگی می کنم. او به من گفت: آیا خانه موسی بن عیسی را در کوفه می شناسی؟ گفتم: آری. گفت: من پسر او هستم. گفت: پدرم برادرانی دارد و برادر بزرگتر مال فراوانی جمع کرده و برادر کوچکتر محروم از مال دنیا است، یک روز برادر کوچکتر به خانه برادر بزرگتر رفته و ششصد دینار از او به سرقت برده است. برادر بزرگتر می گفت که به محضر امام حسن عسکری مشرف می شوم و از آن حضرت می خواهم که با برادر کوچکترم از روی مهر و لطف صحبت کند شاید مال مرا به من برگرداند زیرا آن امام بزرگوار بیان و کلام شیرینی دارد می تواند روی او اثر بگذرد. ولی هنگام سحر منصرف شدم از اینکه به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام برسم و گفتم که به سراغ «أسباس ترکی» هم صحبت جناب سلطان می روم و شکایتم را به او می رسانم! برادر بزرگتر می گوید همینکه بر أسباس ترکی وارد شدم دیدم که مشغول قماربازی است به کناری نشستم و انتظار کشیدم تا بازیش تمام شود که ناگاه پیام آور امام حسن عسکری علیه السلام به نزد من آمد و گفت: دعوت مولایت را اجابت کن. از جا برخاستم و همراه پیام آور به محضر امام علیه السلام مشرف شدم. امام علیه السلام فرمود: چه شد که اول شب از ما حاجتی داشتی و در هنگام
1- بحار، ج 50، ص 245.