ماه سامرا: بسته مناسبتی ویژه امام حسن عسکری علیه السلام صفحه 17

صفحه 17

باز گوییم؛ او به جوانمردی و بزرگواری معروف است». گفتم: «آیا او را می شناسی»؟. پدرم گفت: «نمی شناسم وهرگز او را ندیده ام».

من و پدرم به قصد دیدار امام به راه افتادیم. پدرم در راه گفت: «کاش امام پانصد درهم به ما بدهد؛ دویست درهم آن را صرف پوشاک می کنیم، با دویست درهم دیگر بدهی های خود را می پردازیم و صددرهم باقی مانده را نیز صرف مخارج زندگی می کنیم». من در دل گفتم: «کاش امام سیصد درهم نیز به من دهد؛ صد درهم آن را صرف پوشاک می کنم، صد درهم دیگر را نیز به مصرف زندگی می رسانم و با صد درهم باقی مانده نیز برای خود چارپایی می خرم و با آن کار می کنم».

به خانه امام رسیدیم و به حضور ایشان شرفیاب شدیم. امام به پدرم فرمود: «ای علی! چرا تا کنون نزد ما نیامده ای؟» پدرم گفت: «آقای من! شرمسار بودم از اینکه با این وضع به دیدارتان بیایم». پس از ساعتی با امام وداع گفتیم. غلام آن حضرت کیسه پولی به پدرم داد و گفت: «امام فرموده است در این کیسه پانصد درهم است؛ دویست درهم برای پوشاک، دویست درهم برای پرداخت بدهی ها و دویست درهم نیز برای مخارج زندگی شماست».

غلام امام کیسه دیگری به من داد و گفت: «در این کیسه سیصد درهم است؛ صد درهم برای پوشاک و صد درهم برای مخارج زندگی است. با صد درهم باقی مانده نیز چهار پایی مهیّا کن و با آن مشغول به کار شو!». (1)


1- اصول کافی، ج 1، صص 506 _ 507، ح 3.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه