- مقدّمه 1
- اشاره 23
- عریضه امام صادق علیه السلام 23
- الف: سلب آسایش وامنیت 31
- توضیح 31
- ب: دین ستیزی 32
- ج - پیدایش ابزارهای غفلت وسرگرمی جدید 33
- 1 - حکایت میرزا محمّد حسین نائینی 36
- 2 - حکایت سید محمّد جبل عاملی 40
- اشاره 43
- 3 - دو حکایت از آیه اللَّه سید کاظم قزوینی 43
- حکایت اول 44
- حکایت دوّم 46
- 4 - حکایت ورّام بن ابی فراس 49
- 6 - حکایت آیه اللّه العظمی گلپایگانی رحمه الله 52
- 7 - حکایت شیخ صدوق رحمه الله 54
- 8 - حکایت ابوالعباس کشمردی 58
- 9 - حکایت ابو عثمان سعید بن بندقی 63
- توضیح 67
- 10 - چند حکایت از آیه اللَّه صافی گلپایگانی (مدظله العالی) 67
- الف 68
- ب 68
- ج 70
- اشاره 72
- چند تذکّر 77
- 1 - 77
- 2 - 78
- 3 - 80
- 4 - 81
- 5 - 84
- نامه ای به «موعود» 99
- دل نوشته 99
- درد دل با محبوب 101
- جمعه حضور 104
- انتظار خورشید 106
- سخنی با معشوق آسمانی 108
- ظهور خورشید هدایت 110
- ای پر از شادی 114
- موعود دلها 115
شفایی. تویی که تفسیری از قامت سبزه هایی و تویی که معشوقی و با صفایی. بی صبرانه در انتظارت نشسته ایم تا بیایی و با دستان ابراهیم گونه ات بتهای زور و تزویر را در بتکده نوین بشری در هم کوبی و ننگها و نیرنگها را از جامعه بزدایی. ای سفیر ثانیه های عبور: بیا و سوار بر صاعقه ها، کوچه باغ دیده هایمان را چراغانی کن. بیا و به ما بیاموز که چگونه فضای دستانمان را پناه نسترن های غریب کنیم و به ما بیاموز که چگونه مرهم زخم های پرستو باشیم و دلمان را سنگ صبور بلبل کنیم. بیا و به ما بیاموز که چگونه تکه ای از سرزمین عشق را میان گامهای قناری ها قسمت کنیم و چگونه با محبّت خانه بسازیم و یک اتاقش را به یاس های خوشبو دهیم. ما سرشار از حسّی غریبیم که: خواهی آمد. تو که آدینه ای سبز پوشی و مظهر امّید نیلوفران خاکی.
گوش کن! گوش کن صدای العطش خاک را، کویر تشنه است. گوش کن صدای دلهای خسته را، عاشقان منتظرند.
نگاه کن! نگاه کن و ببین که ذوالجناح عدالت تنهاست. کجاست ذوالفقار که هنوز هم دشمنان از برق نگاهش به خود می پیچند. تو را به جان هر چه عاشق توست قسم! قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانمان. ما در حسرت دیدار چشمانت رو به پایانیم.
خدا کند که بدانی چقدر محتاج ست
نگاه خسته من به دعای چشمانت