داستانهایی از امام زمان علیه السلام (بیش از 130 داستان بحارالانوار) صفحه 142

صفحه 142

به چشم نورسیده، فرزند امام حسن عسکری علیه السلام، حضرت صاحب علیه السلام کشیدیم، بیاورید.

وقتی آن را برای حکیمه خاتون آوردند به من عنایت فرمودند. من نیز آن را برای خانمم آوردم، او با آن چشم طفل خویش را سرمه کشید، و کودک شفا یافت. ما مدّتها از آن برای شفا استفاده می کردیم تا این که روزی یک مرتبه ناپدید شد.(1)

82لوح قبر!

ابوالحسن علی بن احمد دلاّل قمی می گوید:

روزی به خدمت ابوجعفر محمّد بن عثمان، نائب دوم امام زمان علیه السلام رفتم. دیدم لوحی را در مقابل خود نهاده و در آن نقاشی می کند، در اطراف نقّاشی آیه ای از قرآن و نامهای ائمه علیهم السلام را می نگارد. عرض کردم: آقاجان! این لوح چیست؟

فرمود: آن را برای قبر خود آماده کرده ام که به آن تکیه دهم. هرگاه آن را می بینم به ترنّم می آیم و هر روز وارد قبر خود می شوم و یک جزء قرآن در آن می خوانم و بیرون می آیم.

من نسبت به سخنان او شک کردم. وقتی آثار تردید را در چهره من


1- 103. کمال الدین، ج 2، ص 517 و 518؛ بحار الانوار، ج 51، ص 342 و 343.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه