- مقدمه 1
- اشاره 6
- باب اول: نام و اوصاف 6
- حضرت مهدی علیه السلام از اولاد حضرت فاطمه علیها السلام 9
- اوصاف ظاهری حضرت 9
- اشاره 11
- باب دوم: شناخت امام 11
- شناخت امام زمان علیه السلام 12
- خالی نبودن زمین از حجت 14
- نیاز به امام 18
- نص بر امامت امام زمان علیه السلام 18
- امام زمان علیه السلام قرین قرآن 18
- معصوم بودن امام زمان علیه السلام 22
- حضرت مهدی علیه السلام واسطه ی فیض الهی 22
- امام دوازدهمین 22
- نماز حضرت عیسی علیه السلام پشت سر امام مهدی علیه السلام 24
- امام زمان علیه السلام وارث انبیاء علیهم السلام 26
- نزول ملائکه بر امام زمان علیه السلام 26
- سنت انبیاء در امام زمان علیه السلام 28
- سن طولانی حضرت 32
- اوصاف حضرت 34
- در سن جوانی 34
- اشاره 36
- باب سوم: غیبت 36
- حتمی بودن غیبت 37
- غیبت صغری و کبری 37
- حضرت ادریس علیه السلام 39
- غیبت انبیاء علیهم السلام 39
- حضرت نوح علیه السلام 41
- حضرت هود علیه السلام 41
- حضرت ابراهیم علیه السلام 43
- حضرت یوسف علیه السلام 43
- معنای غیبت 47
- حضور امام در حج 49
- علل غیبت 51
- آزمایش 51
- ظلم و جور مردم 51
- عدم بیعت با طاغوت 53
- اتمام حجت 55
- خوف از جان 55
- خوف از دشمن 57
- آخرین دولت 57
- سری از اسرار 57
- عدم بیعت 59
- فایده امام غائب 59
- خورشید پشت ابر 59
- باب چهارم: وظایف 61
- اشاره 61
- انتظار فرج 62
- برتری مردم زمان غیبت 64
- انتظار، شرط قبولی اعمال 64
- حفظ دین در غیبت 66
- رابطه با امام 66
- تأسف و نارضایتی از غیبت 68
- تسلیم 68
- تقوا 70
- دست یابی به معرفت 70
- پیروی از امام 70
- ناراحت از فراق 72
- یاد امام 72
- امر به دوستی امام زمان علیه السلام 74
- رجوع به نائبان عام 74
- خدمت به حضرت 76
- دعا برای فرج 78
- اشاره 80
- باب پنجم: ملاقات کنندگان 80
- ملاقات کنندگان 81
- باب ششم: یاران 87
- اشاره 87
- لشکریان امام 88
- همراهان حضرت 96
- حضرت خضر، همراه امام 98
- باب هفتم: ظهور و قیام 100
- اشاره 100
- اصلاح یک شبه امر حضرت 101
- اولین بیعت کننده با امام 101
- قوم زمینه ساز ظهور 101
- وقت ظهور 103
- تعیین وقت ظهور 103
- اولین سخن هنگام ظهور 103
- نشانه های ظهور 105
- ندای آسمانی 111
- سفیانی 113
- اشاره 117
- باب هشتم: حکومت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) 117
- پرچم امام زمان علیه السلام 118
- حکومت امام زمان علیه السلام 118
- روش حضرت در حکومت 120
- مدت حکومت امام زمان علیه السلام 120
- روش امام، روش پیامبر(ص) 123
- قدرت امام در حکومت 123
- قضاوت داوودی 123
- اشاره 125
- باب نهم: زیبائی های ظهور 125
- عدالت 126
- عدم فقر 126
- زیبائی های ظهور 126
- عدم بیماری 126
- آبادانی فراگیر 126
- دین واحد 128
- باب دهم: رجعت 132
- اشاره 132
- رجعت 133
- باب یازدهم: آیات مهدوی 135
- اشاره 135
- آیات مهدوی 136
- اشاره 143
- باب دوازدهم: ولادت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) 143
- ولادت حضرت و تکلم در کودکی 144
- منزل حضرت 144
- جریان مادر امام زمان علیه السلام 144
- میلاد امام زمان علیه السلام 152
ساخت و آنها پیوسته چشم به راه هود بودند و منتظر ظهور او بودند تا آنکه مدّت دراز شد و دل بیشترشان سخت گردید و خدای تعالی هنگام یأس آنها پیامبرش هود را ظاهر ساخته و گرفتاری آنها پایان پذیرفت و دشمنان را با باد عقیمی که ذکرش را فرموده است نابود ساخت، فرموده است: بر هر چه گذشت آن را مانندخاکستر کرد(صافّات/78) سپس بعد از آن غیبت واقع شد تا آنکه صالح علیه السلام ظاهر گشت».(1)
74. ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمود: منجم شبی از شبها در ستاره ها نگریست و چون صبح شد گفت: دیشب امر شگفتی دیدم، نمرود گفت: آن چیست؟ گفت: مولودی را دیدم. که در این سرزمین متولّد می شود و هلاک ما به دست اوست و به همین زودی مادرش به او باردار می شود، نمرود از آن خبر تعجّب کرد ... پس به دنبال زنان قابله فرستاد که هر چه در رحم ها بود تشخیص می دادند و در مادر ابراهیم نگریستند و خدای تعالی آنچه که در رحم بود به پشت چسبانید و قابله ها گفتند ما چیزی در شکم او نمی بینیم و چون مادر ابراهیم او را به دنیا آورد، ... فرزند را به غاری برد و او را شیر داد و بر در غار سنگی نهاد و برگشت و خدای تعالی نیز روزی وی را در انگشت شست او قرار داد و از شست خود شیر می مکید».(2)
75. امام صادق علیه السلام فرمود: «پس یعقوب می دانست که یوسف نمرده و زنده است و خدای تعالی پس از یک دوره غیبت او را به زودی ظاهر می سازد و به فرزندانش می گفت: من از جانب خداوند چیزی را می دانم که شما نمی دانید و خاندان و خویشانش به واسطه آنکه از یوسف یاد می کرد او را خرفت می شمردند تا آنگاه که بوی یوسف را استشمام کرد و گفت: من بوی یوسف را می یابم اگر مرا کم عقل و نادان ندانید؛ گفتند: به خدا سوگند که تو در بیراهه قدیم خود هستی و چون بشیر آمد – که همان پسرش، یهودا بود - و پیراهن یوسف را به رویش انداخت و دو مرتبه بینا گردید، گفت: آیا به شما نگفتم که من از جانب خدا چیزی را می دانم که شما نمی دانید؟!».(3)
1- کمال الدین و تمام النعمه،باب2، حدیث3.
2- کمال الدین و تمام النعمه،باب4، حدیث1.
3- کمال الدین و تمام النعمه،باب5، حدیث1.