از زبان پدر صفحه 2

صفحه 2

پایمان ولی او عالمی را می بیند با دیروز، امروز و مسیر آینده. شاید، باید این قضایا پیش بیاید تا کلام امام را بفهمیم.

«منِ علی، خدا را با به هم خوردن تصمیمات و... شناختم!»

این از آمدن و آن هم از سوار شدنِ به اتوبوس؛ هفت دقیقه تا حرکت، اقدامی برای رسیدن به آن انجام نشده است.

به هر سختی ای که بود، به جناب «عقاب» رسیدیم. این نامی بود که روی پیشانیِ اتوبوس مُهر شده بود!مشکل جدید از این جا شروع می شد، که آقای «عقاب» قصد پرواز نداشتند؛ مشکل فنّی یا... شاید هم دوست نداشت ما راسوار کند. از لباسامان خوشش نمی آمد یا طرز صحبت کردن یا هزار «یا»ی دیگر.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه