- مقدمه 1
- نه، تو نیامده ای تو را آورده اند.... 7
- خانه را پاکیزه کنید 11
- داوود تو نیز در زندان است 14
- اینگونه باشید 18
- ای خوش ترین بهانه ماندن! 22
- یاد امام 27
- شروع اولین ثانیه ها با یاد او 31
- ترک گناه، لازمه ی یاری امام 32
- عمرمان وقف وجودت آقا 33
- حلقه های نور 37
- موضوعات پیشنهادی 38
- خودت را بشناس 41
- پیوند امام علی علیه السلام و مهدویت 46
- امام علی علیه السلام از زبان دیگران 47
- شکاف کعبه 49
- توسل به حضرت زینب علیها السلام مورد توجه امام عصر علیه السلام 50
- برای عمه ی سادات کاری کنیم 50
- داستانی شنیدنی 51
- ختم قرآن ، هدیه به مادر امام زمان علیه السلام 53
- احکام عاشقی 56
- همراه با امام حتی بعد از اعتکاف 57
شکاف کعبه
ابن قعنب می گوید:
با عباس پسر عبدالمطلب و گروهی دیگر کنار خانه خدا نشسته بودیم. فاطمه دختر اسد به سوی خانه خدا پیش آمد و ایستاد و چنین گفت: «خداوندا! به تو و پیامبرانت و کتابهایشان ایمان دارم... خدایا تو را به این کودک که در شکم دارم سوگند می دهم که زادنش را بر من آسان کن.»
در همین هنگام، شگفتا! به چشم خویش همه دیدیم که دیوار خانه خدا از هم شکافت و آن بانو، پا به درون کعبه گذارد و دیوار دوباره مثل اول شد.
شتابناک برخاستیم تا در خانه را باز کنیم اما نشد، دانستیم حکمتی در کار است. چهار روز بعد آن بانو، از خانه پا بیرون نهاد با کودکی که درآغوش داشت و گفت: پیامی از غیب شنیدم که گفت نامش را علی بگذار. (1)
مریم در عبادتگاه بود ندا آمد برای زائیدن بیرون برو و فاطمه بنت اسد در بیرون بود ندا آمد بیا درون خانه.
1- منتهی الآمال، ص273.