مقصــود از نمــاز، رسيــدن به آن صفــت است، يعنـي صفــت بــازداري از گناه.
پيدايش اين صفت اثر طبيعي نماز است، ولكن به نحو اقتضاء، نه به نحو عليّت، چون نماز توجّه خاصي است، از بنده به سوي خداي سبحان، لكن اينگونه نيست كه ديگر نمازگزار نتواند گناه كند، نه، بلكه اثرش به مقدار اقتضاء است، يعني اگر مانع و يا مزاحمي در بين نباشد اثر خود را ميبخشد، و نمازگزار را از فحشا بازميدارد، ولي اگر مانعي يا مزاحمي جلو اثر آن را گرفت، ديگر اثر نميكند، و در نتيجه نمازگزار آن كاري كه انتظار آن را از او ندارند ميكند.
ياد خدا، و موانعي كه از اثر او جلو ميگيرند، مانند دو كفه ترازوست، هر وقت كه ياد خدا چربيد، نمازگزار گناه نميكند، و هر جا كفه آن موانع چربيد، كفه ياد خدا ضعيف
(136) راز بنـدگي
ميشود، و نمــازگزار از حقيقت ياد خــدا منصرف ميگردد، و گناه را مرتكب ميشود.
و اگــر خــواننــده عــزيـز بخــواهــد اين معنــا را لمس كند بايد حال بعضي از افراد كه نام مسلمان دارند، و در عين حال نماز نميخوانند در نظر بگيرد، كه به خاطر نماز نخواندن، روزه را هم ميخورند، حج هم نميروند و زكات هم نميدهند، و ساير واجبات را هم ترك ميكنند و خلاصه چيزي را در راه خود مانع پيشرفت خود نميبينند، نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ و نه... .
آنوقت اگر حال چنين شخصي را با حال كسي مقايسه كني كه نماز ميخواند، و در نمازش به حداقل آن يعني آن مقداري كه تكليف از گردنش ساقط شود اكتفا ميكند، خواهي ديد كه او از بسياري كارها كه بينماز از آن پروا نداشت پروا دارد. و اگر حال اين نمازگزار را با حال كسي مقايسه كني كه در نمازش اهتمام بيشتري دارد، خواهي
نماز، پليس باطني (137)
ديــد كــه دومــي از گنــاهــان بيشتــري پــروا دارد، و به هميــن قيــاس هــر چه نمــاز كـامـلتر بــاشـد، خــودداري از فحشــا و منكـرات نيــز بيشتـر خواهد بود. (1)
1- الميـــــزان ج 31، ص 216 .