راز بندگی از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 73

صفحه 73

اگر نماز را ذكر ناميده‌اند، براي اين است كه نماز، هم مشتمل است بر ذكر زباني از تهليل و حمد و تسبيح، و هم به اعتباري ديگر مصداقي است از مصاديق ذكر، چون رو بر

مفهوم ذكر و انواع آن (153)

هم آن عبوديت بنده خداي را مجسم مي‌سازد، و لذا خداي‌تعالي نماز را ذكراللّه ناميده و فرموده: «... فَاسْعَوْا اِلي ذِكْرِ اللّهِ ـ چون روز جمعه به سوي نماز ندا مي‌شود بشتابيد به سوي ذكر اللّه » (9 / جمعه)، و هم به اعتباري ديگر امري است كه ذكر بر آن مترتب مي‌شود، ترتب غايت بر صاحب غايت، يعني نتيجــه نمــاز يــاد خـداست، كه فرموده: «اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْري ـ نماز به‌پادار براي‌ياد من!» (14 / طه)

كلمه «ذِكْر» بسا مي‌شــود كه در مقــابل «غَفْلَت» قرار مي‌گيرد. (غفلت عبارت است از بي‌خبــري از علــم، به علــم ـ يعني اين كه نــدانـم كه مي‌دانــم. و ذكر در مقابل غفلت، عبــارت است از ايــن كــه بــدانم كه مي‌دانم.)

كلمــه «ذِكْـر» بسـا مي‌شـود كه در مقـابـل «نسيان» استعمـال مي‌شـود. («نسيان» عبارت است از اين كه صورت علم به كلّي از خزانه ذهن زايل شود. و ذكر در مقابل

(154) راز بنـدگي

نسيــان، عبـارت است از ايــن كــه آن صــورت هم‌چنان در ذهــن بــاقـي بــاشــد.)

كلمــه «ذِكْــر» مانند نسيان معنايي است داراي آثار و خواصي كه آن آثار بر وجود ذكــر متــرتــب مي‌شــود. به هميــن جهــت كلمه «ذِكْر»، در مــواردي كــه خـــودش نيســت، آثــارش هســت، استعمــــال مي‌شـــــود.

گــويــا استعمــال «ذِكْر» بر ذكر لفظي (مثلاً ذكر خدا با گفتن سبحان‌اللّه از همين بــاب است. يعني استعمــال كلمــه «ذِكْر» در اثر آن باشد، نه خودش، چون ذكر زباني هــر چيــز، از آثار ذكر قلبــي آن است.

به فرضي هم كه ذكر لفظي از مصاديق ذكر واقعي باشد، از مراتب آن است، نه اين كه به طور كلّي كلمه «ذِكْـر» به معناي ذكر لفظي بوده، و معنايش منحصر در آن باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه