راز بندگی از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 77

صفحه 77

دليل اين معني روايتي است كه از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله وارد شده كه در بعضي از جنگ‌هايش با اصحابش طي مسافت مي‌كرد، تا رسيدند به بياباني هولناك، و اتفاقا آن شب شبي تاريك بود. يكي از اصحابش به صداي بلند تكبير مي‌گفت. حضرت فرمود: آن كسي را كه شما مي‌خوانيد نه دور است و نه غايب.

(160) راز بنـدگي

«تَضَــرُّع» بــه معنــاي تملّــق تــوأم با نوع خشــوع و خضــوع است. «خيفَــه» يــك نــوع مخصــوص از تــرسيــدن را گــوينــد. و مــراد بــه آن، آن نوعي است كه با ســاحـت مقــدّس بـاري‌تـعـالي منــاسب است.

بنابراين در معناي تضرّع ميل و رغبت به نزديك شدن به شخص متضرع‌اليه خوابيده، و در معناي خيفه پرهيز و ترس و ميــل بــه دور شدن از آن شخص خوابيده، پس مقتضاي اين كه ذكــر را تــوصيــف كرد، به دو وصــف تضــرّع و خيفه اين است كه آدمي در ذكر گفتنش حــالت آن شخصــي را داشته باشد كه چيزي را هم دوست دارد و به اين خاطر به نزديكش مي‌رود و هــم از آن مي‌ترسد و از ترس آن به عقب برگشته و دور مي‌شود، و خداي سبحان هر چنــد خيــر محض است و شرّي در او نيست، و اگر شرّي به ما مي‌رسد از ناحيه خود ماست، ولكن خداي‌تعالي ذوالجلال و

ذكر، تذكر و دعا (161)

الاكرام است، هم اسماء جمال را دارد كه ما و هر چيزي را به تقرّب به درگاهش دعوت نموده و به سويش جذب مي‌كند، هم داراي اسماء جلال است كه قــاهــر بر هر چيــز اســت، و هر چيــزي را از او دفـع و دور مي‌كند.

پــس ذكــر شــايستــه او كــه داراي همــه اسمــاي حسنــي اســت، بــه همين است كه مطابق با مقتضاي همه اسمائش بوده باشد، چه اسمــاء جمــاليــه و چه اسمــاء جلاليه او (نه اين كه بر طبق اسماء جماليه‌اش باشد،) و اين صورت نمي‌گيرد، مگر اين كه تضــرعا و خيفه ـ رغبا و رهبا باشد.

«...وَ لا تَكُــنْ مِـنَ الْغفِليــنَ!» (205 / اعراف)

در اين جمله از خود غفلت نهي نكرده، بلكه از داخل شدن در زمره غافلان نهي فرموده و مقصــود از غــافــلان آن كساني هستند كه غفلت در ايشان مستقر شده

(162) راز بنـدگي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه