اولین نگاه به امام زمانم عجل الله تعالی فرجه الشریف صفحه 24

صفحه 24

- -

دیگر تابِ تحمّل نگاه به صورت نورانیّش، حزنِ چهره اش، و سوزِ دلش را نداشتم.

هیزم های پر از نَم احساسم آتش گرفتند.

همچون پروانه سوختم و مثال شمعی آب شدم.

گلبرگ های گل باغِ کوچک جانم، از سوز قلبش پرپر شد.

و در سکوتی تلخ و نفس گیر

دوباره نگاه عاشقانه ام را به نگاه معشوقانه اش دوختم.

و باز هم نگاه بود و نگاه!

در حالی که بغضی سرد گلویم را می فشرد گفتم:

سیّدی و مولای!

جانم به قربانت!

هستیم فدایت!

من کیستم؟

امروز چه روزی است.

و این جا کجاست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه