خدا کند که بیایی صفحه 22

صفحه 22

باز آ

داغی ست مرا بر دل و او را به جبین است

فرقی که میانِ من و شیخ است، همین است

تا چند هوسرانی و تا چند جوانی

هشدار! که تمکینِ هوس، آفتِ دین است

هان! تا نشوی پیروِ احساس که دیوی ست

آن یارِ فریبا که تو را خوب ترین است

با بی خردان، یار شدن عینِ تباهی ست

بیچاره هر آن کس که به این قوم، قرین است

نشناخته در مدحِ کسی خامه میالای

خرمُهره کجا هم ثمنِ دُرِّ ثمین است

سر زد اگر از شاعرِ ناپخته خطایی

شرمنده نه امروز که تا بازپسین است

ای دل چه شوی زار، ز آزارِ حسودان

پاداشِ نکویی، به فرومایه همین است

گر اهل هنر را نستایند، عجب نیست

تا بوده چنین بوده و تا هست، چنین است

ای غنچه که لبخند زدی بر دل تنگم

لبخند بزن، خنده ی نازت نمکین است

باز آ که به هر جمعه دلِ عاشقِ صائم

با ندبه هم آواست، که با دَردْ قرین است

مهر 1375

کاشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه