خدا کند که بیایی صفحه 25

صفحه 25

آفتاب نگاه

از آفتابِ نگاهت، پیاله لبریز است

فروغِ عاطفه در جامِ جان، طرب خیز است

بتاب از نفسِ بال های خسته ی نور

که با تو عشق، نشاط آور و دلاویز است

به باغ و راغ اگر بی تو رو کنم، خوش نیست

بهارْ بی گلِ رویت، غروبِ پاییز است

به جز خیالِ تو ای گلفروغِ تنهایی

جهان و هر چه در او هست، محنت انگیز است

به یادگارْ اگر از دلم اثر مانَد

همین ترانه ی شوق است و شعرِ ناچیز است

دریغ! مهرِ محبّت، غروب کرد، غروب

شفق نشانه ی شمشیرِ جورِ چنگیز است

ز دستِ شعر، چه تاجی به سر زدی صائم؟

همیشه خوانِ دل از خونِ دیده لبریز است

تیر 1373

کاشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه