خدا کند که بیایی صفحه 37

صفحه 37

پیاله ی صبح

غبارِ راهِ تو، گل قطره های باران است

بیا که بی تو بهارِ دلم، زمستان است

فروغِ برقِ نگاهت، در آسمانِ امید

کویرِ تشنه ی جان را، نویدِ باران است

فرازِ قُلّه ی مهتاب، ای ستاره بتاب

که از فروغِ تو چشمِ سحر فروزان است

شرابِ مهرِ تو می جوشد از پیاله ی صبح

دلت چو خانه ی خورشید، پرتو افشان است

به جشنواره ی چشمت، ترانه ها خواندم

در این شراب سرا، دل همیشه مهمان است

اگر گلابِ غزل، هدیه آورد صائم

عجب مدار، که این ارمغانِ کاشان است

کنگره سراسری شاعران معاصر کشور

آذر 1365 گیلان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه