خدا کند که بیایی صفحه 4

صفحه 4

خورشید قائم

باز آ که با چشمت امشب، روشن ببینم جهان را

برقِ نگاهی که داری، رخشان کند کهکشان را

با چشمکی ساغرانه، بر بامِ هستی گذر کن

تفسیر کن با نگاهی، میخانه ی بی نشان را

تا آن که زنجیرِ مِهرت، پای نیازم ببندد

دامی بکُن دانه ات را، تابی بده گیسوان را

خورشید و ماه و ستاره، تا آن که دورت بگردند

دوری بزن کهکشان را، سیری بکن آسمان را

هر سو که پا می گذاریم، دل دستِ تو می سپاریم

کاری به کارش نداریم، دورانِ نامهربان را

دل هست و دلدار و صائم، عشق است و خورشیدِ قائم

زلفش کمندی که دائم، بر دل سپارد کمان را

بیست و ششم مرداد 1387، کاشان

مصادف با شب میلاد حضرت قائم عجل اللّه تعالی فرجه الشریف

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه