- صائم کاشانی در یک نگاه 1
- به نام آفریدگار سخن 1
- تألیفات: 2
- آثار صائم کاشانی: 2
- تصحیح و مقدمه: 2
- مقدمه: 3
- خورشید قائم 4
- هنوز منتظرت ... 5
- توفان انتظار 6
- بی تو 7
- کرشمه های انتظار 8
- چشم به راه 9
- ماه جمکران 10
- شورِ انتظار 11
- آبی دریا 12
- جمکران چشم او 13
- کجا پا می گذاری 14
- غروب آدینه 15
- کوکبه ی ناز 16
- شعر انتظار 17
- وصل دلبر 18
- چشمه ی خورشید 19
- خدا کند که بیایی 20
- زود بیا 21
- باز آ 22
- نگاه شوق 23
- امام گل سرخ 24
- آفتاب نگاه 25
- پاکی! زلالی! ... 26
- همراه با سپیده 27
- ترانه ی شکوفه 28
- چکامه ی فریاد 29
- فروغِ آرزو 30
- کوچه ی باران 31
- آید ز بی کران ها 32
- امام عشق 33
- غزالِ غزل 34
- همپای نسیم 35
- میلاد باران 36
- پیاله ی صبح 37
- گل انتظار 38
- آخرین ستاره 39
- کوکب نور 40
- آیت شکوفایی 42
- آید نوای کاروان 43
- بوسه های باران 44
- شاه غزالان 45
- ساغر بهاره 46
- چراغِ مهربانی ها 47
- نگاه مهر 48
- جانانه تویی 49
- سیلستانِ عشق 50
- نرگس ناز 51
- سروِ نازان 52
- جلوه گاه یار 53
- یاری که مرا آید 54
- همدم گل ها 55
- جمعه ی نور 56
- دل رباعی 57
- ترانه ی بهار 58
- پیمانه ی آفتاب 59
- می ترانه 60
- شررپوش 61
- غزالک غزل 62
- با آمدنت ... 63
- فصل عبور 64
- فصل ترانه 65
- بدون یار 66
- سرود باران 67
- کعبه ی احساس 68
- کعبه ی یار 69
- مشرق نور 70
- دلِ بی قرار 71
- انتظار 72
- آری می آیی 73
- خورشید از مشرقِ انگشتان تو ... 75
- قنوت اشک 76
- ساحل تبسم 77
- شانه ی تاریخ 78
آید نوای کاروان
ای عاشقان، ای عاشقان، جان می رسد، جان می رسد
مهری درخشان می دمد، ماهی فروزان می رسد
آید نوای کاروان، بر گوش جان، کان دلستان
تا دل ستاند زین و آن، اینک شتابان می رسد
رخسارِ ماهش را ببین، زلفِ سیاهش را ببین
برقِ نگاهش را ببین، یوسف به کنعان می رسد
ساقی ببخشا جام را، از باده پُر کن کام را
گو باز این پیغام را، پیمانه گردان می رسد
مطرب نوایی ساز کن، شوری دگر آغاز کن
با نغمه ای اعجاز کن، اکنون که جانان می رسد
رونق فزای باغ ها، چشم و چراغِ راغ ها
بر قلبِ عاشق داغ ها، جانِ گلستان می رسد
بر درگهش کن بندگی، خواهی اگر پایندگی
کان رهنمای زندگی، وان مهدِ عرفان می رسد
مهرِ سحر، ماهِ صفا، بحرِ گُهر، گنجِ وفا
آیینه ی ایزدنما، خورشیدِ ایمان می رسد
یارِ موافق می رسد، دلدارِ صادق می رسد
قرآنِ ناطق می رسد، محبوبِ یزدان می رسد
کاخِ صفا قائم از او، مهر و صفا دائم از او
غرقِ طربْ صائم از او، جان می رسد، جان می رسد
فروردین 1348
کاشان