خدا کند که بیایی صفحه 50

صفحه 50

سیلستانِ عشق

شبی در جاریِ مهتاب، بر چشمانِ من بنشین

گلِ نازِ منی، با ناز در دامانِ من بنشین

چراغِ خنده بر لبهات، هر گه می شود روشن

به سیلستانِ اشک و دیده ی حیرانِ من بنشین

در این ساغرسرا ساقی! نمی بینم دل آگاهی

بیا از مرحمت گاهی، به جامِ جانِ من بنشین

شرارِ شعرِ شیدایی، همه داغ است و رسوایی

الا ای یارِ تنهایی، به داغستانِ من بنشین

به خطِّ آن نگارینم، بخوان دیوانِ عشقم را

چو نقشِ جاودان ای جان، به لوحِ جانِ من بنشین

ز دامانِ دلم تنها تو می گیری نشان ای گل

چو شبنم باش و بر اندیشه ی بستانِ من بنشین

در این میخانه صائم را شرر در جامِ باور ریز

زرافشان، باش چون خورشید و در ایمان من بنشین

اردیبهشت 1380

کاشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه