ترجمه کتاب الغیبة صفحه 127

صفحه 127

قلت: ما ذاک یا أمیر المؤمنین؟

1 - سیراب باد زمین طوس و کسی که از عترت پیامبر در آنجا ساکن است که برای ما حزن و اندوه به جای گذاشته است.

2 - مقصودم اباالحسن می‌باشد، آن که آرزوی همه است. بر هر کسی که برای او حزن و غم و اندوه خود را آشکار کند حقّ دارد.

محمّد بن عبداللَّه می‌گوید: مأمون آن قدر گریه کرد که مرا هم گریاند، بعد به من گفت: وای بر تو ای محمّد! آیا اهل بیت من و اهل بیت تو مرا ملزم می‌دانند که می‌بایست ابوالحسن را [به خلافت و امارت] منصوب می‌کردم؟ به خدا قسم اگر از این امر [مرگ]خارج می‌شد [نمی‌مرد] حتماً او را جای خودم می‌نشاندم [این در حالی است که مأمون خودش امام را به شهادت رسانده] امّا او زود از دنیا رفت. خدا لعنت کند دو پسر حسن؛ یعنی عبداللَّه و حمزه که او را کشتند.

سپس مأمون به من گفت: ای محمّد بن عبداللَّه! به خدا قسم حدیثی عجیب برای تو نقل می‌کنم، ولی تو آن را کتمان و مخفی کن.

گفتم: آن حدیث عجیب چیست ای امیرالمؤمنین!؟

قال: لمّا حملت زاهریّة ببدر أتیته فقلت له: جعلت فداک بلغنی أنّ أباالحسن موسی بن جعفر، وجعفر بن محمّد، ومحمّد بن علیّ، وعلیّ بن الحسین، والحسین بن علیّ‌علیهم السلام کانوا یزجرون الطیر ولا یخطئون، وأنت وصیّ القوم، وعندک علم ما کان عندهم، وزاهریّة حظیّتی ومن لا أقدّم علیها أحداً من جواریّ، وقد حملت غیر مرّة کلّ ذلک یسقط، فهل عندک فی ذلک شی‌ء ننتفع به؟

فَقالَ: لا تَخْشَ مِنْ سَقَطِها فَسَتُسْلِمُ وَتَلِدُ غُلاماً صَحِیحاً مُسْلِماً، أَشْبَهُ النَّاسِ بِأَمِّهِ قَدْ زادَهُ اللَّهُ فِی خَلْقِهِ مَرْتَبَتَیْنِ، فِی یَدِهِ الْیُمْنی خَنْصَرٌ وَفِی رِجْلِهِ الْیُمْنی خَنْصَرٌ.

گفت: وقتی که زاهریه به فرزندم «بدر» حامله بود، به خدمت ایشان [امام رضاعلیه السلام]رفتم و گفتم: جانم به فدای شما! به من خبر رسیده است که موسی بن جعفر و جعفر بن محمّد و محمّد بن علی و علی بن الحسین و حسین بن علی‌علیهم السلام تفأل(51) می‌زدند و خطا نمی‌کردند. شما وصی آن‌ها هستی و علم آن‌ها نزد شما است، از طرفی زاهریه را قلباً دوست دارم و هیچ کدام از کنیزانم را به او ترجیح نمی‌دهم، او بارها حامله شده، امّا بچه سقط می‌شود. آیا چیزی [علمی]نزد شما هست که ما از آن در این مورد نفعی ببینیم؟

امام رضاعلیه السلام فرمودند: از سقط شدن بچه نترس، به زودی [زاهریه پسری صحیح و سالم به دنیا می‌آورد که از همه به مادرش شبیه تر است و خداوند در خلقت او دو چیز را اضافه گذارده است و آن این‌که در دست و پای راستش انگشت کوچکی است [شش انگشتی است].

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه