ترجمه کتاب الغیبة صفحه 130

صفحه 130

قلنا: نفی ولادة الأولاد من الباب الّذی لا یصحّ أن یعلم صدوره فی موضع من المواضع، ولا یمکن أحداً أن یدّعی فیمن لم یظهر له ولد أن یعلم أنّه لا ولد له، وإنّما یرجع فی ذلک الی غالب الظنّ والإمارة، بأنّه لو کان له ولد لظهر وعرف خبره، لأنّ العقلاء قد تدعوهم الدواعی إلی کتمان أولادهم لأغراض مختلفة.

فمن الملوک من یخفیه خوفاً علیه وإشفاقاً، وقد وجد من ذلک کثیر فی عادة الأکاسرة والملوک الأول وأخبارهم معروفة.

یا موسی بن جعفرعلیهم السلام آگاهی و یقین داشتیم، همان طور که به مرگ محمّد بن علی بن الحسین [امام باقر] یقین داریم دیگر اختلافی واقع نمی‌شد و با شما موافق بودیم چنان که در مسأله امام باقرعلیه السلام اختلافی نیست.

جواب شبهه

صدور حکم نفی ولادت اولاد از مواردی است ابتدائاً و بدون یقین صحیح نیست، به عبارت دیگر ممکن نیست که کسی در مورد شخصی که ظاهراً فرزندی ندارد مدعی شود که حتماً فرزندی ندارد. بلکه در این موارد به باب غلبه ظن و امارات و علائم رجوع می‌شود [نه صرف خیال و گمان به این که فرزندی ندارد] به این که اگر برای او اولادی بود حتماً معلوم شده و خبرش می‌رسید. به جهت این که عقلا گاهی اوقات، به دلایلی و برای مقاصد مختلفی، وجود بعضی از اولادشان را کتمان می‌کنند.

از جمله سلاطین و پادشاهان که یا از جهت ترس و یا به جهت محبّت فراوان، فرزندشان را مخفی می‌کردند. این مسأله کراراً در روش پادشاهان ایران [کسری ها] بوده و خبر شان هم معروف است.

وفی النّاس من یولد له ولد من بعض سرایاه أو ممّن تزوّج بها سرّاً فیرمی به ویجحده خوفاً من وقوع الخصومة مع زوجته وأولاده الباقین، وذلک أیضاً یوجد کثیراً فی العادة.

وفی النّاس من یتزوّج بامرأة دنیة فی المنزلة والشرف وهو من ذوی الأقدار والمنازل، فیولد له، فیأنف من إلحاقه به فیجحده أصلاً.

وفیهم من یتحرّج فیعطیه شیئاً من ماله.

وفی النّاس من یکون من أدونهم نسباً، فیتزوّج بامرأة ذات شرف ومنزلة لهوی منها فیه بغیر علم من أهلها، إمّا بأن یزوّجه نفسها بغیر ولیّ علی مذهب کثیر من الفقهاء، أو تولّی أمرها الحاکم فیزوّجها علی ظاهر الحال، فیولد له، فیکون الولد صحیحاً، وتنتفی منه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه