ترجمه کتاب الغیبة صفحه 131

صفحه 131

در میان مردم نیز کسانی هستند که از کنیزی، یا در نتیجه ازدواج پنهانی، صاحب اولادی می‌شوند و از ترس وقوع دشمنی با همسر و یا بقیه اولادش، بچه را از خود دور کرده و یا حتی انکارش می‌کنند و این هم در میان مردم زیاد است.

و باز در میان مردم کسانی هستند که با وجود این که صاحب اقتدار و منزلت و شرف هستند، با زنی که از حیث شرف و منزلت پایین‌تر است ازدواج می‌کنند. بعد بچه‌ای برایشان به دنیا می‌آید و در اثر تکبّر و بالایی شأنی که احساس می‌کنند، از نسبت دادن بچه به خودش خودداری کرده، اصلاً او را انکار می‌کند. از میان همین دسته کسانی هستند که بخشی از مالشان را به آن بچه می‌دهند [تا او خودش را منتسب به این پدر نداند] و باز بین مردم کسانی هستند که از طبقه پایین و منزلت کمی برخوردارند امّا با زنی صاحب شرافت و منزلت، مخفیانه به خاطر میل و علاقه‌ای که به آن زن در وجود مرد هست، بدون اطلاع خانواده زن ازدواج می‌کنند، یا این که زن بدون اِذن ولی، آن طور که نظر بعضی از فقها است خودش را به ازدواج او در می‌آورد، یا این که حاکم شرع متولی امر شده و این کار را انجام می‌دهد. بعد بچه‌ای برای این‌ها متولد می‌شود و در اثر ترس از أنفه وخوفاً من أولیائها وأهلها وغیر ذلک من الأسباب التی لا نطوّل بذکرها الکتاب.

فلا یمکن ادّعاء نفی الولادة جملة، وإنّما نعلم ما نعلمه إذا کانت الأحوال سلیمة، ونعلم أنّه لا مانع من ذلک فحینئذ نعلم انتفاءه.

فأمّا علمنا بأنّه لم یکن للنبیّ‌صلی الله علیه وآله ابن عاش بعده فإنّما علمناه لما علمنا عصمته ونبوّته، ولو کان له ولد لأظهره، لأنّه لا مخافة علیه فی إظهاره، وعلمنا أیضاً بإجماع الأمّة علی أنّه لم یکن له ابن عاش بعده.

ومثل ذلک لا یمکن أن یدّعی العلم به فی ابن الحسن‌علیه السلام لأنّ الحسن‌علیه السلام کان کالمحجور علیه، وفی حکم المحبوس، وکان الولد یخاف علیه، لما علم وانتشر من مذهبهم

فامیل زن و دلایل دیگری که با ذکر آن‌ها بحث را طولانی نمی‌کنیم، فرزند را نفی می‌کند.

بنابراین، ادعای نفی ولادت فی‌الجمله ممکن نیست، یعنی در صورتی می‌توان آن را نفی کرد که ما از احوال افراد اطلاع داشته باشیم و مانعی هم [برای مخفی کردن اولاد]در کار نباشد، پس با این احوال است که خواهیم فهمید بچه‌ای وجود ندارد.

و امّا این که پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله فرزند پسری نداشتند که پس از رحلت حضرت زنده مانده باشد را از طریق عصمت و نبوت حضرت علم داریم و از طرفی اگر ایشان اولادی داشتند حتماً ظاهر می‌کردند، چون دلیلی بر ترس و عدم اظهارش نبود و همچنین از اجماع امّت می‌فهمیم که فرزند پسری که پس از ایشان زنده باشد برای حضرت نبوده است.

لکن در مورد فرزند امام حسن عسکری‌علیه السلام نمی‌توان این گونه ادّعا کرد. به دلیل این‌که امام عسکری‌علیه السلام از هر کاری ممنوع بودند و در واقع در حکم زندانی بودند.(54) أنّ الثانی عشر هو القائم بالأمر (المؤمل) لإزالة الدول فهو مطلوب لا محالة وخاف أیضاً من أهله کجعفر أخیه الّذی طمع فی المیراث والأموال، فلذلک أخفاه ووقعت الشبهة فی ولادته.

ومثل ذلک لا یمکن ادّعاء العلم به فی موت من علم موته، لأنّ المیّت مشاهد معلوم یعرف بشاهد الحال موته، وبالإمارات الدالّة علیه یضطرّ من رآه إلی ذلک فإذا أخبر من لم یشاهده علمه واضطرّ إلیه وجری الفرق بین الموضعین.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه