ترجمه کتاب الغیبة صفحه 132

صفحه 132

مثل ما یقول الفقهاء فی الأحکام الشرعیّة من أنّ البیّنة إنّما یمکن أن تقوم علی إثبات

و برای فرزندشان می‌ترسیدند [که وجودش را آشکار کنند] و حضرت بنابر آنچه که می‌دانست و از دیدگاه اهل بیت مبنی بر این‌که دوازدهمین نفر همان امام قائم بالامر است که برای از بین بردن دولت‌های جائر و ظالم آرزویش کشیده می‌شود، بدون شکّ [برای حفظ جان امام زمان‌علیه السلام] ترسیدند [بنابراین پنهان کردنش] پسندیده و مطلوب است و به همین ترتیب امام حسن عسکری‌علیه السلام حتی از نزدیکانی مثل برادرش جعفر که نسبت به میراث و اموال حضرت طمع کرده بود می‌ترسیدند. بنابراین به ناچار حجّت خدا را مخفی کردند. نتیجتاً پیرامون میلاد حضرت صاحب، شبهه به وجود آمد.

و مثل این مورد را می‌توان نظیر آنچه در مرگ کسی که رحلتش معلوم شده ادّعا کرد. [ادعای نفی ولادت با ادعای مرگ کسی که مرگش معلوم است فرق می‌کند]، چرا که مرگ اشخاص در مقابل نظر بوده و معلوم است، همچنین با دیدن حال او و نشانه‌هایی که دلالت بر اضطرار کسی که میّت را می‌بیند دارد فهمیده می‌شود. پس اگر کسی که به با چشم مرگ او را ندید، بلکه به او خبر داده شد، و اظهار ناراحتی کرد، در این صورت علم به مرگ حاصل می‌شود. بنابراین بین این دو موضع [ولادت امام‌زمان و معلوم بودن مرگ افراد]الحقوق لا علی نفیها، لأنّ النفی لا یقوم علیه بیّنة إلّا إذا کان تحته إثبات فبان الفرق بین الموضعین لذلک.

فإن قیل: العادة تسوی بین الموضعین لأنّ الموت قد یشاهد الرجل یحتضر کما تشاهد القوابل الولادة، ولیس کلّ أحد یشاهد احتضار غیره، کما أنّه لیس کلّ أحد یشاهد ولادة غیره، ولکن أظهر ما یمکن فی علم الإنسان بموت غیره إذا لم یکن یشاهده أن یکون جاره ویعلم بمرضه ویتردّد فی عیادته، ثمّ یعلم بشدّة مرضه (ویشتّد الخوف من موته)،

تفاوت و فرق [زیادی] وجود دارد. مثل آنچه که فقها در احکام شرعیه می‌فرمایند: بینه و شهود برای اثبات حقوق اقامه می‌شود؛ نه نفی آن، چرا که برای نفی چیزی نمی‌توان اقامه دلیل کرد، مگر این که در ضمنش یک مسأله اثباتی باشد. بنابراین فرق این دو مورد مشخص شد.(55)

شبهه

اگر گفته شود: عادتاً بین این دو موضوع فرقی نیست، چون همان طور که انسان گاهی شاهد مرگ شخصی است، قابله‌ها هم شاهد ولادت فرزند می‌باشند. از طرفی این گونه نیست که همه، احتضار انسان را ببینند چنان که هر کسی هم شاهد ولادت فرزند نیست. لکن از ظاهرترین موارد علم انسان به مرگ شخصی، زمانی است که انسان شاهد مرگ او نبوده، امّا چون همسایه بوده‌اند و متوجّه مریضی او شده و به عیادتش می‌رفته، بعد متوجّه شدت مرضش می‌شود تا آنجا که خوف مرگش می‌رود، ثمّ یسمع الواعیة من داره [و] لا یکون فی الدّار مریض غیره، ویجلس أهله للعزاء وآثار الحزن والجزع علیهم ظاهرة، ثمّ یقسم میراثه، ثمّ یتمادی الزّمان ولا یشاهد ولا یعلم لأهله غرض فی إظهار موته وهو حیّ.

فهذه سبیل الولادة لأنّ النساء یشاهدن [الحمل ویتحدّثن بذلک سیّما إذا کانت حرمة رجل نبیه یتحدّث النّاس بأحوال مثله [و] إذا استسرّ بجاریة (فی بعض المواضع) لم یخف تردّده إلیها، ثمّ إذا ولد المولود ظهر البشر والسرور فی أهل الدار، وهنّأهم النّاس إذا کان المهنّأ جلیل القدر وانتشر ذلک، وتحدّث علی حسب جلالة قدره، ویعلم النّاس أنّه قد ولد مولود سیّما إذا علم أنّه لا غرض فی أن یظهر أنّه ولد له ولد ولم یولد له.

سپس صدای شیون و زاری که از خانه‌اش می‌شنود و از طرفی غیر از آن شخص، مریض دیگری در آن خانه نبوده است و اهل بیتش مجلس عزا گرفته‌اند و آثار حزن و اندوه در آن‌ها مشهود است، بعد میراثش را تقسیم می‌کنند، سپس مدّت‌ها می‌گذرد و او را نمی‌بیند و نه متوجّه غرضی می‌شود که به خاطر آن در حالی که او زنده است خانواده‌اش مدعی مرگش شوند، بنابراین یقین به مرگش پیدا می‌کند.

همین راه در مورد ولادت هم وجود دارد. به جهت این که، زن‌ها حمل را می‌بینند و بعد در موردش به همدیگر خبر می‌دهند؛ مخصوصاً اگر زن حامله همسر مرد شریف و عزیزی باشد، مردم هم در مورد احوال او گفت و گو می‌کنند. بعد وقتی که طفل متولد شد و سرور و شادی در اهل خانه پدیدار شده و مردم به اهل خانه تبریک می‌گویند، بویژه وقتی که پدرش جلیل القدر و بزرگ باشد، خبر این ماجرا زود می‌پیچید و مردم به جهت مقام و بزرگی پدر طفل، درباره‌اش صحبت می‌کنند و همه متوجّه می‌شوند که مولودی متولد شده است؛ خصوصاً زمانی که غرض و دلیلی ندارد که اگر بچه‌ای برایش متولد نشده، بگوید فرزند متولد شده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه