ترجمه کتاب الغیبة صفحه 148

صفحه 148

این‌که خداوند با قهر و غلبه بین خلق و امام حائل شود [و آن‌ها را از هم جدا کند]و خلق را از توان آزار رساندن و نافرمانی از او عاجز کند [به گونه‌ای که نتوانند از اوامرش سرپیچی کنند]؛ این امر با تکلیف [که باید در حال اختیار باشد] قابل جمع نیست و واضح است که این نوع مانع شدن خداوند از آسیب رساندن به پیامبر صحیح نیست.

امّا در مورد پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله لازم بود که خداوند تا زمان ابلاغ رسالت حضرت، مانع از آزار رسیدن به ایشان شود؛ به دلیل این‌که ابلاغ رسالت [به مردم] ممکن نیست مگر در صورت منع آسیب از ایشان [و در نتیجه سلامت آن حضرت].

امّا در مورد امام این طور نیست. به خاطر این‌که عذر مکلفین در آنچه که تعلق به شرع دارد مرتفع شده است(62) و ادله هم بنابر نیازهای مکلفین نصب شده و راه شناخت لا یعرف الحقّ من الشرعیّات إلّا بقوله، لوجب أن یمنع اللَّه تعالی منه ویظهره بحیث لا یوصل إلیه مثل النبیّ‌صلی الله علیه وآله.

ونظیر مسألة الإمام أنّ النبی‌صلی الله علیه وآله إذا أدّی ثمّ عرض فیما بعد ما یوجب خوفه لا یجب علی اللَّه تعالی المنع منه لأنّ علّة المکلّفین قد انزاحت بما أدّاه إلیهم فلهم طریق إلی معرفة لطفهم.

اللّهمّ إلّا أن یتعلّق به أداء آخر فی المستقبل فإنّه یجب المنع منه کما یجب فی الإبتداء، فقد سوّینا بین النبیّ والإمام.

شریعت هم قبل از امام برای آن‌ها مشخص شده. اگر فرض کنیم که کار به جایی برسد که حقیقت شرع فقط از طریق امام شناخته می‌شود، در این صورت واجب است که خداوند مانع آسیب رسیدن به او شده و او را به گونه‌ای ظاهر کند که هیچ آزاری به او نرسد، مثل پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله.

مسأله امام نظیر این است که وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله رسالتش را ابلاغ کرد و بعداً خطر جانی برای او به وجود بیاید که موجب ترس شود، دیگر بر خداوند واجب نیست که خطر را از ایشان دفع کند [به این معنا که باید مانع از خطر شود]؛ چرا که عذر مکلفین به وسیله آنچه که او آورده و ابلاغ کرده برطرف شده است و راه معرفت و شناخت لطف خداوند که متوجّه آن‌هاست برای ایشان ایجاد شده است و دیگر عذری ندارند.

مگر این‌که پیامبرصلی الله علیه وآله وظیفه دیگری داشته باشد که در آینده باید انجام دهد، در این صورت همان‌گونه که در ابتدای امر و قبل از انجام رسالت واجب بود که خداوند مانع بشود آسیب رسیدن به ایشان را، در اینجا هم واجب خواهد بود. بنابراین پیامبرصلی الله علیه وآله و امام از این جهت مساوی بوده و فرقی با هم ندارند.

فإن قیل: بیّنوا علی (کلّ) حال - وإن لم یجب علیکم - وجه علّة الاستتار وما یمکن أن یکون علّة علی وجه لیکون أظهر فی الحجّة وأبلغ فی باب البرهان.

قلنا: ممّا یقطع علی أنّه سبب لغیبة الإمام هو خوفه علی نفسه بالقتل بإخافة الظالمین إیّاه، ومنعهم إیّاه من التصرّف فیما جعل إلیه التدبیر والتصرّف فیه فإذا حیل بینه وبین مراده، سقط فرض القیام بالإمامة، وإذا خاف علی نفسه وجبت غیبته، ولزم استتاره کما استتر النبیّ‌صلی الله علیه وآله تارة فی الشعب، وأخری فی الغار ولا وجه لذلک إلّا الخوف من المضارّ الواصلة إلیه.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه