ترجمه کتاب الغیبة صفحه 150

صفحه 150

مطلب بالا جواب این اشکال هم هست که کسی بگوید: رسول خدا آنچه [از احکام و دستورهای الهی] را که به مصلحت ما بوده ابلاغ فرموده است و دستورهایی را که در آینده قرار بود ابلاغ فرماید آن موقع به مصلحت مردم نبوده، بنابراین کاملاً صحیح است که [به خاطر این قسم دوم که هنوز ابلاغ نشده]مخفی شود.

امّا در مورد امام، طبق اعتقاد شما [شیعه] این گونه نیست چون در هر حالی تدبیر و تصرفش در امور، لطف خداوند بر مردم است، پس لزومی ندارد که مخفی شود [بلکه]می‌بایست تقویت شده و از مزاحمت‌های [احتمالی] نسبت به ایشان جلوگیری شود و موانع تکلیف [اطاعت از امام] از دوش مکلفین و مردم برداشته شود.

پاسخ

ما قبلاً هم گفتیم: درست است که پیامبر همه احکام و دستورهای دینی که به مصلحت مردم بود را به آن‌ها ابلاغ کرد؛ امّا این مسأله هرگز موجب نشد که مردم نیازی به تدبیر و تصرف حضرت در امور نداشته باشند. فلذا خداوند به آن حضرت اجازه داد که مخفی شود. مسأله امام‌علیه السلام هم به همین ترتیب است [که مردم هرگز از تدبیر و سیاست ایشان بی‌نیاز نمی‌شوند].

بعلاوه همین که خداوند متعال امر می‌کند که ایشان گاهی در شعب ابی طالب و گاهی در غار مخفی شود، خود نوعی جلوگیری از آسیب رسیدن به حضرت است، چرا که لأنّه لیس کلّ المنع أن یحول بینهم وبینه بالعجز أو بتقویته بالملائکة، لأنّه لا یمتنع أن یفرض فی تقویته بذلک مفسدة فی الدّین فلا یحسن من اللَّه تعالی فعله، ولوخالیاً من وجوه الفساد وعلم اللَّه تعالی أنّه تقتضیه المصلحة لقوّاه بالملائکة، وحال بینهم وبینه، فلمّا لم یفعل ذلک مع ثبوت حکمته ووجوب إزاحة علّة المکلّفین، علمنا أنّه لم یتعلّق به مصلحة بل مفسدة.

وکذلک نقول فی الإمام‌علیه السلام: إِنَّ اللَّه تعالی منع من قتله بأمره بالإستتار والغیبة، ولو علم أنّ المصلحة تتعلّق بتقویته بالملائکة لفعل، فلمّا لم یفعل مع ثبوت حکمته ووجوه إزاحة علّة المکلّفین فی التکلیف، علمنا أنّه لم یتعلّق به مصلحة، بل ربما کان فیه مفسدة.

همیشه به این صورت نیست که به وسیله عجز و ناتوانی دشمن و یا به کمک ملائکه مانع از آزار دیدن پیامبر شود. زیرا اگر همواره به این ترتیب جان او را حفظ کند، ممکن است مفسده‌ای در دین به وجود بیاید، بنابراین انجام این کار [که با وسایل غیر عادی جان پیامبرش را حفظ کند] در تمام حالات و پیشامدها و همه موارد خطر، از خداوند شایسته نیست. لذا چنانچه این عمل مفسده‌ای در دین نداشته باشد، و خداوند تبارک و تعالی بداند که مصلحت اقتضا می‌کند، حتماً پیامبرش را به وسیله ملائکه تقویت کرده و بین ایشان و دشمنانش فاصله می‌اندازد. و اگر این امر را انجام نداد، با توجّه به این‌که حکمت خدا ثابت شده [که خداوند عملش مطابق با حکمت عالیه است و هر کاری را به مقتضای حکمت انجام می‌دهد] و نیز ثابت شده که بر خداوند لازم است تا موانع انجام تکلیف توسط مکلفین را بردارد، خواهیم دانست که حفظ جان پیامبر در آن مقطع و به آن روش مصلحت نبوده، بلکه مفسده‌ای داشته است.

به همین ترتیب در مورد امام‌علیه السلام هم می‌گوییم: خداوند تبارک و تعالی با امر به اختفا و غیبت امام، از کشته شدن حضرت جلوگیری کرده است، و اگر می‌دانست که مصلحت در تقویت ایشان به وسیله ملائکه است، این کار را حتماً انجام می‌داد، حال که خداوند چنین نکرده، با توجّه به ثبوت حکمت و لزوم رفع مانع از تکلیف مکلفین خواهیم دانست که این کار به مصلحت نبوده و چه بسا در آن مفسده‌ای هم وجود داشته است.

بل الّذی نقول: إنّ فی الجملة یجب علی اللَّه تعالی تقویة ید الإمام بما یتمکّن معه من القیام، ویبسط یده، ویمکن ذلک بالملائکة وبالبشر فإذا لم یفعله بالملائکة علمنا أنّه لأجل أنّه تعلّق به مفسدة، فوجب أن یکون متعلّقاً بالبشر، فإذا لم یفعلوه أتوا من قبل نفوسهم لا من قبله تعالی، فیبطل بهذا التحریر جمیع ما یورد من هذا الجنس.

وإذا جاز فی النبی‌صلی الله علیه وآله أن یستتر مع الحاجة إلیه لخوف الضرر وکانت التبعة فی ذلک لازمة لمخیفیّة ومحوجیّة إلی الغیبة، فکذلک غیبة الإمام‌علیه السلام سواء.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه