ترجمه کتاب الغیبة صفحه 168

صفحه 168

فإن قیل: إنّ هذا الجواب أیضاً لا یستمرّ علی أصلکم لأنّ الصحیح من مذهبکم أنّ من عرف اللَّه تعالی بصفاته وعرف النبوّة والإمامة وحصل مؤمناً لا یجوز أن یقع منه کفر أصلاً، فإذا ثبت هذا فکیف یمکنکم أن تجعلوا علّة الاستتار عن الولیّ أنّ المعلوم من حاله أنّه إذا ظهر الإمام فظهر (علی یده) علم معجز شکّ فیه ولا یعرفه إماماً وإنّ الشکّ فی ذلک کفر، وذلک ینقض أصلکم الّذی صحّحتموه.

شخص اگر یقین کند این عمل پیامبر معجزه بوده، حتماً آن را خواهد پذیرفت. پس آن اعتقادی که داشت در این‌که این عمل در حیطه قدرت دیگران هم هست، در واقع مثل سبب در عدم پذیرش نبوت است و [مسلم است که این امر کفر نیست.

اشکال

اگر گفته شود: این جواب در راستای اصول شما نیست. چه این‌که اعتقاد صحیح در مذهب شما [شیعیان] این است که اگر کسی خداوند تبارک و تعالی را به صفات عالیه اش و همچنین نبوت و امامت را شناخته باشد، او مؤمن است و ایمان برای او حاصل شده است، بنابراین امکان ندارد که کفری از او سر بزند. حال که این امر ثابت شد چگونه ممکن است شما علّت غیبت امام از دوستانش را این قرار دهید که از حال دوستداران امام معلوم و روشن است که وقتی در آینده حضرت ظهور کند و به دست مبارکش معجزه‌ای ظاهر شود آن‌ها در مورد حضرت شکّ کرده و او را به امامت نمی‌شناسند. در این صورت این شکّ کفر است و با اصول شما تناقض دارد [از طرفی می‌گویید کسی که خدا را بشناسد، نبوت و امامت را بشناسد، ممکن نیست که کافر شود قیل: هذا الّذی ذکرتموه لیس بصحیح، لأنّ الشکّ مع المعجز الّذی یظهر علی ید الإمام لیس بقادح فی معرفته لغیر الإمام علی طریق الجملة وإنّما یقدح فی أنّ ما علم علی طریق الجملة وصحّت معرفته هل هو هذا الشخص أم لا؟ والشکّ فی هذا لیس بکفر، لأنّه لو کان کفراً لوجب أن یکون کفراً وإن لم یظهر المعجز، فإنّه لا محالة قبل ظهور هذا المعجز فی یده شاکّ فیه، ویجوّز کونه إماماً وکون غیره کذلک، وإنّما یقدح فی العلم الحاصل له علی طریق الجملة أن لو شکّ فی المستقبل فی إمامته علی طریق الجملة، وذلک ممّا یمنع من وقوعه منه مستقبلاً.

و از طرفی می‌گویید ممکن است امام بیاید و معجزه ظاهر کند ولی شیعیانش به ایشان شکّ کرده و امامت او را نپذیرند. این تناقض گویی است].

پاسخ

در مقام جواب به این اشکال گفته شده است: آنچه که شما در اشکال ذکر کردید درست نیست. چرا که شکّ کردن در معجزه‌ای که به دست امام ظاهر می‌شود، زیانی به معرفت اجمالی او نسبت به امامت غیر ایشان [ائمّه دیگر]نمی‌رساند. تنها زیانی که دارد این است که آنچه را که اجمالاً از امام دانسته و شناخت درستی هم بوده آیا این فرد [که معجزه آورده] همان شخص است یا نه؟ و شکّ در این کفر نیست؛ زیرا اگر این دیدگاه کفر می‌بود می‌بایست در صورت عدم ظهور معجزه از امام [و پیش از دیدن معجزه] هم این کفر وجود داشته باشد. در حالی که او قبل از ظهور معجزه به دست امام در تردید بود و احتمال می‌داد که ایشان امام باشد و یا این‌که دیگری امام باشد. البته این شکّ وقتی به ایمان و معرفت اجمالی او ضرر می‌رساند و کفر است که او اجمالاً امام را بشناسد و علم به امامت او داشته باشد، ولی در آینده در امامت آن امام شکّ کند [به این‌که امام همین شخص است که قبلاً شناخته است یا شخص دیگری است]البته این تردید و شکّ در آینده از شیعه و علاقمند به امام واقع نخواهد شد.

وکان المرتضی (رضی اللَّه) یقول: سؤال المخالف لنا - لم لا یظهر الإمام للأولیاء؟ - غیر لازم لأنّه إن کان غرضه أنّ لطف الولیّ غیر حاصل، فلا یحصل تکلیفه فإنّه لا یتوجّه فإنّ لطف الولیّ حاصل، لأنّه إذا علم الولیّ أنّ له إماماً غائباً یتوقّع ظهوره‌علیه السلام ساعة (ساعة) ویجوّز انبساط یده فی کلّ حال، فإنّ خوفه من تأدیبه حاصل، وینزجر لمکانه عن المقبّحات، ویفعل کثیراً من الواجبات فیکون حال غیبته کحال کونه فی بلد آخر، بل ربّما کان فی حال الاستتار أبلغ، لأنّه مع غیبته یجوّز أن یکون معه فی بلده وفی جواره، ویشاهده

نظر مرحوم سیّد مرتضی

سیّد مرتضی رحمه الله می‌فرماید: این سؤال مخالف - که چرا امام برای دوستدارانش ظاهر نمی‌شود - سؤال غیر لازم و بی‌موردی است؛ به دلیل این که اگر هدف سؤال کننده این باشد که [در زمان غیبت] برای محبّین امام لطف حاصل نشده، پس محب او تکلیفی [نسبت به امام] ندارد، و تکلیف [که فرمانبرداری از امام است]اصلاً متوجّه او نشده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه