ترجمه کتاب الغیبة صفحه 196

صفحه 196

قال أبوحاتم: عاش ثلاثمائة سنة، وهو أحد حکّام العرب فی الجاهلیّة، وأخباره وأشعاره وحکمه معروفة.

ومنهم: زهیر بن جناب الحمیری، لم نذکر نسبه لطوله.

قال أبوحاتم: عاش زهیر بن جناب مائتی سنة وعشرین سنة، وواقع مائتی وقعة، وکان سیّداً مطاعاً عاش شریفاً فی قومه.

ویقال: کانت فیه عشر خصال لم یجتمعنّ فی غیره من أهل زمانه، کان سیّد قومه، وشریفهم، وخطیبهم، وشاعرهم، ووافدهم إلی الملوک وطبیبهم - والطبّ فی ذالک الزّمان شرف - وحازی قومه - وهو الکاهن - وکان فارس قومه، وله البیت فیهم، والعدد منهم، وأوصی إلی بنیه، فقال:

«ذو الاصبع عدوانی»

ابو حاتم سجستانی گفته: ذوالاصبع 300 سال زندگی کرد و در زمان جاهلیت یکی از حکام عرب بود، اخبار و اشعار و قضاوت هایش معروف است.

«زهیر بن جناب»

زهیر بن جناب 220 سال زندگی کرد و در دویست جنگ هم شرکت داشته است، و در بین طایفه خودش آقا و مورد اطاعت بود. گفته می‌شود: ده خصلت در او بوده که همه این ده خصلت در آن زمان با هم در دیگران وجود نداشته؛ او آقا، شریف، بزرگوار، سخنور و شاعر قومش بوده و در دربار پادشاهان، نماینده و بزرگ قوم خود بود و همچنین در آن زمان که طب از اهمیت و شرافت بسیار بالایی برخوردار بود، طبیب مردمش بوده، علاوه بر این منجم و پیش گو و یکّه تاز و شجاع‌ترین مردم خودش بوده، او در میان آن‌ها جایگاه خاصی داشته و عشیره متعدد داشته است و در وصیتش به پسرانش گفته است: یا بنیّ إنّی کبرت سنّی وبلغت حرساً من دهری. (أی دهراً) فأحکمتنی التجارب والأمور تجربة واختبار، فاحفظوا عنّی ما أقول وعوا، وإیّاکم والخور عند المصائب، والتواکل عند النوائب، فإنّ ذلک داعیة الغمّ، وشماتة العدوّ، وسوء الظنّ بالربّ، وإیّاکم أن تکونوا بالأحداث مغترّین ولها آمنین ومنها ساخرین، فإنّه ما سخر قوم قطّ إلّا ابتلوا، ولکن توقّعوها، فإنّما الإنسان [فی الدنیا] غرض تعاوره الزّمان فمقصّر دونه، ومجاوز موضعه، وواقع عن یمینه وشماله، ثمّ لا بدّ أن یصیبه.

وأقواله معروفة وکذلک أشعاره.

ومنهم: دوید بن نهد بن زید بن أسود بن أسلم، - بضمّ اللام - بن ألحاف بن قضاعة.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه