ترجمه کتاب الغیبة صفحه 30

صفحه 30

فجری مجری أن یقول قائل: کیف یکون معرفة اللَّه تعالی لطفاً مع أنّ الکافر لا یعرف اللَّه، فلمّا کان التکلیف علی الکافر قائماً والمعرفة مرتفعة دلّ علی أنّ المعرفة لیست لطفاً علی کلّ حال لأنّها لو کانت کذلک لکان ذلک نقضاً.

وجوابنا فی الإمامة کجوابهم فی المعرفة من أنّ الکافر لطفه قائم بالمعرفة و إنّما فوّت نفسه بالتفریط فی النظر المؤدّی إلیها فلم یقبح تکلیفه، فکذلک نقول: الرئاسة لطف للمکلّف

منتهی دست حضرت در خصوص مکلفین باز نیست و این به آن معنا نیست که وجود مبارک آن حضرت از دایره لطف خارج باشد، بلکه لطف الهی به واسطه ایشان است [که به خلایق می‌رسد؛ یعنی علاوه بر این که ایشان خود لطف عظمای حقّ تعالی است، واسطه بین الطاف خداوندی و عالم نیز است] و حاصل نشدن این لطف، از جانب غیر خدا [مردم] است. [باید مردم خودشان به خدا رو کنند تا این که این لطف الهی هم در زندگی ایشان جریان یابد].

این بیان [اشکال و جواب] نظیر آن است که گفته شود: چگونه معرفت اللَّه برای کافری که خدا را نمی‌شناسد، لطف است؟ و زمانی که کافر به معرفتی موظف شده که موجود نیست، دلیل بر این معنا است که معرفت در هر حالی لطف نباشد. برای این که اگر معرفت در هر حالی لطف باشد موجب تناقض می‌شود. [چون کافر موظف به کسب چیزی شده است که وجود ندارد و این نقض است].

لذا جواب ما در مورد امامت [و این که وجود امام‌علیه السلام در هر حالی برای مردم لطف است] نظیر جواب همین آقایان صاحب اشکال در باب معرفت است، بدین ترتیب که می‌گویند: لطف به کافر بستگی به معرفت او دارد، بنابراین اگر خودش به وسیله تفریط فی حال الغیبة، وما یتعلّق باللَّه من إیجاده حاصل وإنّما ارتفع تصرّفه وانبساط یده لأمر یرجع إلی المکلّفین فاستوی الأمران، والکلام فی هذا المعنی مستوفی أیضاً بحیث ذکرناه.

و أمّا الکلام فی الفصل الثالث‌من قوله: إنّ الفائدة بالإمامة هی کونه مبعّداً من القبیح علی قولکم، و ذلک لم یحصل مع غیبته، فلم ینفصل وجوده من عدمه، فإذا لم یختصّ وجوده غائباً بوجه الوجوب الّذی ذکروه لم یقتض دلیلکم وجوب وجوده مع الغیبة فدلیلکم مع أنّه منتقض حیث وجد مع انبساط الید، و لم یجب انبساط الید مع الغیبة، فهو غیر متعلّق بوجود إمام غیر منبسط الید و لا هو حاصل فی هذه الحال.

و کوتاهی، این معرفت و لطف را از دست داد، در نتیجه موظف کردن کافر به کسب «معرفت اللَّه» قبیح و زشت نیست. ما هم به همین صورت می‌گوییم: امامت در زمان غیبت [همانند زمان حضور امام‌علیه السلام] برای مکلفین لطف الهی است، و آنچه که به خداوند بستگی دارد عبارت است از خلق و ایجاد امام که انجام شده است، امّا عدم تصرف [ظاهری] و باز نبودن دستشان و حکمرانی آن حضرت، به مکلفین و اعمالشان بر می‌گردد [که حاصل نشده است]. پس جواب ما، [در باب غیبت] مساوی جواب آن‌ها [در باب معرفت] است و هر چه در آنجا بود در این جا هم همان است، البته در این مورد به شکل کافی بحث کرده‌ایم.

جواب اشکال سوم

این که گفته می‌شود به اعتقاد شما فایده امامت این است که وجود امام مردم را از اعمال زشت و قبیح دور می‌کند، این فایده با وجود امامی که غایب است حاصل نمی‌شود لذا فرقی بین وجود امام غایب و عدم وجود او نیست [چرا که در هر دو صورت فایده‌ای ندارد]. پس دلیل شما [مبنی بر فایده امامت] علاوه بر این که نقض شده، زمانی صحیح خواهد بود که همراه انبساط ید باشد؛ [یعنی دست امام در دخالت در امور باز باشد] در حالی که با توجّه به غیبت، دست امام باز نخواهد بود، بنابراین دلیل شما با وجود امامی که مبسوط الید نباشد تعلق نمی‌گیرد و در غیبت هم مبسوط الید بودن امام حاصل نشده است.

فإنّا نقول: إنّه لم یفعل فی هذا الفصل أکثر من تعقید القول علی طریقة المنطقیّین من قلب المقدّمات و ردّ بعضها علی بعض، ولا شکّ أنّه قصد بذلک التمویه والمغالطة، وإلّا فالأمر أوضح من أن یخفی.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه