ترجمه کتاب الغیبة صفحه 33

صفحه 33

حال اگر امامت فقط برای مصلحت دنیایی می‌بود نمی‌بایست اموری که در بالا گفته شد لازم و واجب باشد، پس ادعای این که امام فقط برای مصالح دنیایی است از درجه اعتبار ساقط است.

و امّا ادعای کسی که گفته بود: «خداوند به جای این لطف، لطف دیگری را مرحمت فرموده و جایگزین امامت می‌کند»، نیز باطل است. چون اگر چنین بود دیگر نصب و تعیین امام و رهبری در هر حال [و زمان] بر خداوند واجب نبود، بلکه می‌بایست از باب تخییر باشد [که خداوند بین آن دو لطف مخیر باشد]چنان که ما در باب واجبات کفایی می‌گوییم.(11)

و به استناد آنچه که در مسأله وجوب تعیین امام در هر حال و هر زمان دانستیم، فساد و بطلان این قول و اعتقاد ضعیف، مشخص است.

بأن یقال: الکافر إذا لم یحصل له المعرفة یفعل اللَّه له ما یقوم مقامها، فلا یجب علیه المعرفة علی کلّ حال.

أو یقال: إنّ ما یحصل من الإنزجار عن فعل الظلم عند المعرفة أمر دنیاوی لا یجب لها المعرفة، فیجب من ذلک إسقاط وجوب المعرفة، ومتی قیل: إنّه لا بدل للمعرفة، قلنا: و کذلک لا بدل للإمام علی ما مضی - وذکرناه فی تلخیص الشافی - و کذلک إن بیّنوا أنّ الإنزجار من القبیح عند المعرفة أمر دینیّ قلنا: مثل ذلک فی وجود الإمام سواء.

فإن قیل: لا یخلو وجود رئیس مطاع منبسط الید من أن یجب علی اللَّه جمیع ذلک أو یجب علینا جمیعه أو یجب علی اللَّه إیجاده وعلینا بسط یده.

علاوه بر آنچه که گفته شد لازمه پذیرش این قول آن است که در باب معرفت دو نکته ذکر شود:

نکته اوّل: گفتن این مطلب که وقتی برای کافر معرفت حاصل نشود، خداوند تبارک و تعالی می‌بایست به جای معرفت، امر دیگری را جایگزین آن فرماید، بنابراین کسب معرفت در هر حالی بر کافر واجب نیست.

نکته دوم: آنچه که در نتیجه معرفت حاصل می‌شود، انزجار از ظلم است و این هم یک امر دنیایی است که برای آن تحصیل معرفت واجب نیست، بنابراین وجوب تحصیل معرفت اللَّه از کافر ساقط است.

اگر گفته شود: برای معرفت، بدلی وجود ندارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه