ترجمه کتاب الغیبة صفحه 40

صفحه 40

اگر در جواب ما بگویند: نصب دلیل توسط خداوند در مسأله معرفت از جمله شرایط و اجزا و مقدمات تمکین و اطاعت است که تکلیف بدون آن شایسته نیست؛ درست مثل قدرت و ابزار بر انجام کار [که اگر نباشد تکلیف درست نیست و نصب دلیل هم دقیقاً همین است].

قلنا: وکذلک وجود الإمام‌علیه السلام من جملة التمکین من وجوب طاعته، ومتی لم یکن موجوداً لم تمکّنا طاعته، کما أنّ الأدلّة إذا لم تکن موجودة لم یمکّنا النظر فیها فاستوی الأمران.

وبهذا التحقیق یسقط جمیع ما یورد فی هذا الباب من عبارات لا نرتضیها فی الجواب وأسئلة المخالف علیها، وهذا المعنی مستوفی فی کتبی وخاصّة فی تلخیص الشافی فلا نطوّل بذکره.

خواهیم گفت: به همین منوال وجود امام‌علیه السلام هم از جمله شرایط تمکین و توان بر وجوب اطاعت از اوست و اگر چنانچه امام وجود نداشته باشد ما هم قادر به اطاعت از او نیستیم. چنان که در مورد مسأله معرفت اللَّه اگر ادلّه [و راهنمایی برای کسب معرفت الله] وجود نداشته باشد، نمی‌توانیم متوجّه آن ادله شده و معرفت کسب کنیم. بنابراین هر دو مسأله با هم مساوی هستند.(14)

[تا به اینجا و] به وسیله تحقیقی که انجام شد، تمامی شبهات و اشکالاتی که در این باب ایراد شده بود از درجه اعتبار ساقط می‌شوند؛ از جمله عباراتی که ما به وسیله سؤال و جواب، مخالفان مسأله غیبت و وجود امام‌علیه السلام را قانع کردیم، و البته این مبحث را به شکل کافی در کتابهایم؛ خصوصاً «تلخیص شافی» آورده‌ام، پس با ذکر دوباره آن‌ها بحث را طولانی نمی‌کنیم.

والمثال الّذی ذکره من أنّه لو أوجب اللَّه علینا أن نتوضّأ من ماء بئر معیّنة لم یکن لها حبل نستقی به، وقال لنا: إن دنوتم من البئر خلقت لکم حبلاً تستقون به [من]الماء، فإنّه یکون مزیحاً لعلّتنا، ومتی لم ندن من البئر کنّا قد أتینا من قبل نفوسنا لا من قبله تعالی.

وکذلک لو قال السیّد لعبده وهو بعید منه: اشتر لی لحماً من السوق، فقال: لا أتمکّن من ذلک لأنّه لیس معی ثمنه، فقال: إن دنوت أعطیتک ثمنه؛ فإنّه یکون مزیحاً لعلّته، ومتی لم یدن لأخذ الثمن یکون قد أتی من قبل نفسه لا من قبل سیّده، وهذه حال ظهور الإمام مع تمکیننا فیجب أن یکون عدم تمکیننا هو السبب فی أن لم یظهر فی هذه الأحوال لا عدمه إذ کنّا لو مکّنّاه‌علیه السلام لوجد وظهر.

سؤال

اگر خداوند وضو گرفتن در آب چاهی را که ریسمان ندارد بر ما واجب کند و بفرماید: اگر نزدیک چاه بشوید، برای شما ریسمانی ایجاد می‌کنم، تا به وسیله آن آب از چاه بکشید. پس با این شرطی که گذاشته و وعده‌ای که داده است، آن مانع رسیدن به آب را که نبودن ریسمان است برطرف می‌کند. با این وصف که اگر ما نزدیک به چاه نشدیم خسارت آن از جانب خودمان به ما رسیده است نه از ناحیه حقّ تعالی.

مثال دیگر: اگر مولایی به نوکرش که از او دور است بگوید: برو و از بازار گوشت تهیه کن و نوکر بگوید: نمی‌توانم، چون پول همراه ندارم و مولا بگوید: اگر جلوتر بیایی پول در اختیارت می‌گذارم. این جمله مولا مانع تکلیف را [که نداشتن پول بود] از مکلف برطرف می‌کند. حالا اگر نوکر نزدیک مولایش نشود. این کوتاهی از ناحیه خودش است و از جانب مولایش نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه