ترجمه کتاب الغیبة صفحه 408

صفحه 408

پاسخ

[این‌که خداوند مانع کشته شدن امام‌علیه السلام شود، دو گونه است: یا منافاتی با تکلیف دارد و یا این‌که منافات و مخالفت ندارد و] منعی که منافات و مخالفتی با تکلیف ندارد، عبارت است از نهی از مخالفت کردن با امام‌علیه السلام و امر به وجوب تبعیت و کمک کردن به ایشان و این‌که بفرماید مردم ملزم به اطاعت از ایشان هستند، والتزام الانقیاد له، وکلّ ذلک فعله تعالی، وأمّا الحیلولة بینهم وبینه فإنّه ینافی التکلیف وینقض الغرض [به ، لأنّ الغرض بالتکلیف استحقاق الثواب والحیلولة ینافی ذلک وربّما کان فی الحیلولة والمنع من قتله بالقهر مفسدة للخلق، فلا یحسن من اللَّه فعلها.

ولیس هذا کما قال بعض أصحابنا: إنّه لا یمتنع أن یکون فی ظهوره مفسدة وفی استتاره مصلحة، لأنّ الّذی قاله یفسد طریق وجوب الرسالة فی کلّ حال وتطرّق القول بأنّها تجری مجری الألطاف الّتی تتغیّر بالأزمان والأوقات، والقهر والحیلولة لیس کذلک، ولا یمتنع أن یقال: [إن فی ذلک مفسدة ولا یؤدّی إلی إفساد وجوب الرئاسة.

همه این اوامر و نواهی نیز از ناحیه خداوندی انجام شده است؛ امّا حائل شدن خداوند بین کسانی که قصد کشتن حضرت را دارند با تکلیف منافات دارد و نقض غرض است، به این دلیل که غرض از تکلیف، استحقاق ثواب است، ولی حائل شدن خداوند با این مسأله منافات دارد، و چه بسا در حائل شدن و منع از کشته شدن حضرت، آن هم با قهر و جبر، برای مردم مفسده هم وجود داشته باشد که مسلماً این عمل از خداوند پسندیده نیست.

یکی از بزرگان و علمای ما گفته است: وجود مفسده در ظهور حضرت و مصلحت در غیبت ایشان ممتنع و غیر ممکن نیست، بلکه ممکن است.

ولی این کلام درست نیست، به دلیل این که این سخن طریق وجوب رسالت را در هر حال فاسد می‌کند [یعنی با پذیرش این حرف باید گفت که فرستادن پیامبران لازم نیست]همچنین پذیرش این حرف منجر به این می‌شود که گفته شود، رسالت از جمله الطافی است که به حسب زمان متغیر می‌شود [یعنی ممکن است که زمانی لازم باشد و زمانی لازم نباشد، در حالی که رسالت در هر حال برای بشر لازم و واجب است.]

و امّا مسأله قهر و حائل شدن خداوند بین امام و مردم به نحوی که گفتیم [یعنی غیبت حضرت] اشکالی به وجود نمی‌آورد و ممتنع نیست که گفته شود: این امر [یعنی غیبت]مفسده‌ای دارد، ولی منجر به از بین رفتن مسأله وجوب نصب امامت نمی‌شود و منافات با امامت ندارد.

إن قیل: أ لیس آباؤه‌علیهم السلام کانوا ظاهرین ولم یخافوا ولا صاروا بحیث لا یصل إلیهم أحد؟

قلنا: آباؤه‌علیهم السلام حالهم بخلاف حاله، لأنّه کان المعلوم من حال آبائه لسلاطین الوقت وغیرهم أنّهم لا یرون الخروج علیهم، ولا یعتقدون أنّهم یقومون بالسیف ویزیلون الدول، بل کان المعلوم من حالهم أنّهم ینتظرون مهدیّاً لهم، ولیس یضرّ السلطان اعتقاد من یعتقد إمامتهم إذا أمنوهم علی مملکتهم (ولم یخافوا جانبهم).

ولیس کذلک صاحب الزّمان‌علیه السلام، لأنّ المعلوم منه أنّه یقوم بالسیف ویزیل الممالک ویقهر کلّ سلطان ویبسط العدل ویمیت الجور، فمن هذه صفته یخاف جانبه ویتّقی فورته، فیتتبّع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه